یافتن پست: #در

saman
saman
در CARLO
امروز تو خیابون ﺻﺪﺍﻯ ﺁﻣﺒﻮﻻﻧسی که به سرعت میگذشت و شنیدم ...
این صدا ﺑﻬﻢ گفت : ﺍﻻﻥ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺍﺯ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﻰ ﺍﻳﻦ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺗﺮی ، خدا رو شکر کن !

بیاین قدر داشته هامونو بدونیم ...
هر چی که هست !
شاید همونا ، آرزوی کسی باشد ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 15:40
+4
mahdis nfs
mahdis nfs
شما یادتون نمیاد، بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه
داشتن حل المسائل منشوردانش بود،
مجرما لایکا بالا {-50-}{-33-}
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 14:51
+12
-1
saman
saman
در CARLO
ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻔﺮ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐسی ﻣﯿﺸﻦ ﻭﻟﯽ

ﮐﺮﺍﯾﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺑﺪﻥ! ﻗﺮﺍﺭﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ

ﻣﻘﺼﺪ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﻦ ﻭ فرار کنن !

ﺑﻌﺪﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﭼﻬﺎﺭﺗﺎﺷﻮﻥ

ﺩﺭﺍﯼ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺎﺯﻣﯿﮑﻦ ﻭ با سرعت

ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﺬﺍﺭﻥ..

ﻣﯿﺮﻥ ﺗﺎ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﻫﯿﭽﮑﯽ

ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼ تند تند زدن ﻧﻔﺴﺸﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ

ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ زد رو شونه ﺑﻐﻠﯿﺶ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﻓﮑﺮﺷﻮ بکن ﺣﺎﻻ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ داره !

بهش گفت بابا راننده منم، فقط بگین چی شده !؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 13:43
+4
sara
sara
تــــو بَــهانه ی کوچـکِ مَــن بــاش٬
برای ِآن اتفـــاقِ بُـــزرگی که بایـَــد در دلَ م بیفتـــد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 12:46
+4
daniell
daniell
مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست
*
مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد...
*
مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...
مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد ...
*
مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
*
مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!
*
مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...
*
مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 12:39
+6
sara
sara
حتیاط !!!


در این شهر لاکردار ...


تمام کوچه باغ های عاشقی ...


به اتوبان های تنهایی وصل می شوند ... !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 12:38
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ذهـــنــم آشــفـــتــه . . . خــواب هــایــم پــریــشــان . . . خــنــده هــایــم فــتــوشــاپــی . . . درد و دل هــایــم بــا دیـــوارِ ایــنـجـا . . . ! مـیـزانِ هــمـدردی هــا هــم بــا لــایــک و کـامـنــت . . . !!! و تـکرار پشت تکرار {-60-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 12:28
+5
saman
saman
در CARLO
یه پیژامه دارم اینقدر راحته که وقتی تنم میکنم هر ۵ دقیقه یبار نگاه میکنم ببینم پامه یا نه
معاوضه با زمین یا خودرو
{-20-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 12:12
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
گویند : مرا که دوزخی باشد مست
قولیست خلاف و دل در او نتوان بست
گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود
فردا باشد بهشت هم چون کف دست
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 11:39
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
قــا صـــــد ک
قاصدک
تمام پاییز و زمستان را
در راه بود
تا با مژده ی بهاری دیگر
شادی بکارد به دشت
شور بیارد به باغ
هم ز دل لاله ها
پاک کند درد و داغ
خبر دهد از بهار
به لاله ی نگونسار
بر شاخه های سوسن
روشن کند چلچراغ .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/19 - 10:56
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ