یافتن پست: #در

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دراینجا باده مینوشی
درآنجاخرقه میپوشی
چرابیهوده میکوشی؟
دراینجاهمدم وهمسایه ات دررنج وبیماری
توآنجادرپی یاری؟
چه پنداری؟
کجاوی از تو میخواهدچنین کاری؟؟؟؟؟؟؟؟

همای
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 22:15
+3
parisa
parisa
سلامتی خودم....
که خیلی راحت میتونستم بهش دروغ بگم ولی نگفتم!!
سلامتی خودم....
که میتونستم بهش خیانت کنم ولی نکردم!!
سلامتی خودم...
که تو بدترین شرایطم ترکش نکردم درکش کردم!!
بازم سلامتی خودم که انقدر احمق بودم!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 22:11
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
مدرسه :

۲+۲=۴

تمرین خونه :

۴+۲*۸/۲

سوال امتحان

حمید ۵ سیب دارد ، او هفت دقیقه تا رسیدن قطار فرصت دارد

جرم خورشید را محاسبه کنید
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 22:04
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻫﯿﭻﻭﻗﺖ ﺑﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻧﺪﺍﯼ :
" ﺑﯿﺎ نهار ﺣﺎﺿﺮﻩ "
ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻗﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ نرو ، ﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﺗله استﻭﺍﺳﻪ ی :
ادامه پخت غذا
درست كردن سالاد
انداختن سفره
چیدن ظروف
كشیدن غذا
و صدا كردن پدر و سایر برادر خواهرا:|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 21:51
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چه تو حرم امام حسین بمبگذاری بشه،چه تو یه دیسکو تو ارمنستان؛
تعدادی از کشته شده ها ایرانی هستن…
یه همچین آدمایی فعال و همیشه در صحنه ای هستیم ما
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 21:25
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
جای گل گفتن و رجز خواندن
اندکی هم حقوق می خواندید
ای به قربان خوارمادرتان!
خون ملت دویست تومان است؟؟

"یاغی تبار ِ همیشه جانانه"
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 21:17
+3
sasan pool
sasan pool
بابام خسته و کوفته از سر کار اومده خونه بهش میگم سلام بابا!!

میگه: ببین پسرم:

سلام سلامتی میاره!

سلامتی شادی میاره!

شادی عشق میاره!

عشق همسر!

همسر بچه

بچه دردسر

دردسر بدبختی

بدبختی مریضی

مریضی مرگ

پس سلامو زهر مار

برو بتمرگ پاى فیسبوکت{-48-}{-48-}{-48-}{-48-}{-48-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 20:13
+2
puya
puya
دوست رشتیه به رشتیه میگه: به به به به چه بچه خوشگلی داری. رشتیه میگه: حالا یه کار کردی اینقدر منت نذار
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 16:27
+6
saman
saman
در CARLO
تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم

چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم

تو مثل شمعدانی ها پر از رازی و زیبایی

و من در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم

تو دریایی ترینی آبی و آرام و بی پایان

و من موج گرفتاری اسیر دست طوفانم

تو مثل آسمانی مهربان و آبی و شفاف

و من در آرزوی قطره های پاک بارانم

نمی دانم چه باید کرد..
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 12:44
+7
saman
saman
در CARLO
اگر عشق نبود

به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟

کدام لحظه ی نایاب را اندیشه می کردیم؟

و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم…

اگر عشق نبود

اگر کینه نبود

قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند

اگر خداوند

یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد

من بی گمان

دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز

هرگز ندیدن مرا

آن گاه نمی دانم

به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت
دیدگاه  •   •   •  1392/04/13 - 12:13
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ