سحر
حماقت که شاخ ندارد ،حماقت یعنی من که آنقدر میروم که دلتنگم شوی ،خبری از دلتنگی تو نمیشود ،برمی گردم چون ؛دلتنگت می شوم..
♥ نگار ♥
پدر ...
تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست ...
اما همیشه به جرم پدر بودن
باید ایستادگی کند
و با وجود همه مشکلات ... به تو لبخند بزد تا تو دلگرم شوی
... که اگر بدانی ...
چه کسی ، کشتی زندگی را
از میان موج های سهمگین روزگار
به ساحل آرام رویاهایت رسانده است ...
"پدرت"را می پرستیدی!!!
من پدرم رو خیلی دوست دارم♥
نیوشا
بودنت را قدر نميدانيم .. رفتنت چه تلخ و خسته كننده ... واي اگر تو نباشي ... ساعت ها مي خوابند ....... باش تا زمان نايستد.....
aB'Bas S
سبب منم که میشکنم اما حرفی نمیزنم
اگه هیچکس برام نموند واسه اینه که سبب منم
کاش بدونی ماتم دنیام بی تو فقط گریه میخوام
کی میدونه این حسرتا چه کرده با روزو شبام
تو زندگیم یه دنیایی یه کابوسم تو رویایی
یه پاییزم تو بهاری من یه مرداب تو دریایی
از این گریه چه میدونی نه دردمی نه درمونی
به چه امید میخوای باشی که پیش دردام بمونی
تو زندگیم یه دنیایی یه کابوسم تو رویایی
یه پاییزم تو بهاری من یه مرداب تو دریایی
سبب منم که میشکنم اما حرفی نمیزنم
اگه هیچکس برام نموند واسه اینه که سبب منم
♥ نگار ♥
زندگی را از نخست برای من بد ترجمه کرده اند :
زندگی را یکی مرگ تدریجی نام نهاد
یکی بدبختی مطلق معنی کرد
یکی درد درمان ناپذیرش خواند
و سرانجام یکی رسید و گفت :
زندگی به تنهایی ناقص است !!! تا عشق نباشد ، زندگی تفسیر نمی شود
♥ نگار ♥
چه کسی می گوید :
که گرانی شده است؟
دوره ی ارزانیست!
دل ربودن ارزان!
دل شکستن ارزان!
دوستی ارزان است...!
دشمنی ها ارزان!
چه شرافت ارزان!
تن عریان ارزان!
آبرو قیمت یک تکه ی نان...
ودروغ از همه چیز ارزانتر
قیمت عشق چقدر کم شده است!
کمتر از آب روان
وچه تخفیف بزرگی خورده
قیمت هر انسان..............................................................