یافتن پست: #در

milad
milad
فقط تو ایرانه که وقتی میخوائیم به یه مهمان تعارف بکنیم که تو خونمون راحت باشه
میگیم پا شو شلوارتو در بیار…
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 17:02
+3
ronak
ronak
خسته ام ....
خسته تر از تمام خستگی هایم ...
بسان بیابان خشکی که خو گرفته باشد به خشکسالی
و در خواب هم ندیده باشد خنکای آب را
بسان خاری بی تصور باران .
... خسته ام ....
مرا با من رها کنید اگر باران نیستید
6 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:42
+7
ESmaEL
ESmaEL
{-35-}امشب به رسم معرفت یادی ز یاران میکنم . در غربت تاریک و سرد از غم حکایت میکنم.{-35-} امشب وجودم خسته است از سردی دلهای سرد.{-35-} ایا تو هم در یاد من هستی در این شبهای سرد{-35-}{-11-}{-11-}
آخرین ویرایش توسط ESmaEL در [1390/12/28 - 15:37]
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:35
+4
ramin
ramin
حسِ خوبی نیست

در رویایِ کسی‌ گم بشی‌ که

فکر تو حتی در

در خوابش نمی‌‌گنجد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:29
+7
reza
reza
هوای ترست به رنگ هوای چشمانت

دوباره فال گرفتم برای چشمانت

اگر چه کوچک و تنگ است حجم این دنیا

قبول کن که بریزم به پای چشمانت

بگو چه وقت دلم را ز یاد خواهی برد

اگرچه خوانده ام از جای جای چشمانت

دلم مسافر تنهای شهر شب بوهاست

که مانده در عطش کوچه های چشمانت

تمام آینه ها نذر یاس لبخندت

جنون آبی دریا فدای چشمانت

چه می شود تو صدایم کنی به لهجه ی موج

به لحن نقره ای و بی صدای چشمانت

تو هیچ وقت پس از صبر من نمی آیی

در انتظار چه خالیست جای چشمانت

به انتهای جنونم رسیده ام کنون

به انتهای خود و ابتدای چشمانت

من و غروب و سکوت و شکستن و پاییز

تو و نیامدن و عشوه های چشمانت

خدا کند که بدانی چقدر محتاج است

نگاه خسته من به دعای چشمانت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:20
+3
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
ترا از دور می بوسم به چشمی تر خداحافظ
مرا باور نکردی می روم دیگر خداحافظ
مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را
برو با دیگران ای بی وفا دلبر خداحافظ
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ایامتان به کام
تا اطلاع ثانوی خدانگهدار{-41-}
23 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:16
+10
...::: M.E.H.D.I  :::...
...::: M.E.H.D.I :::...
دیل لسیدن بهتل از هلگز نلسیدن است!
.
.
.
.
.
.
( علی دایی فردا در مصاحبه با مطبوعات)
{-33-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:11
+10
-1
ronak
ronak
حالم گرفته از این شهر که آدم هایش همچون هوایش ناپایدارند
گاه آنقدر پاک که باورت نمی شود ، گاه آن چنان آلوده که نفست می گیرد ...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:10
+8
ramin
ramin
از تصادف جان سالم بدر برده بود

و می گفت زندگی خود را مدیون ماشین مدل بالایش است

و خدا همچنان لبخند می زد . . .
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:09
+6
ronak
ronak
آمـــــــــدهــــ بوديمـــــ دنيـــــا،
زندگــــــــــــي كنيم،
گــــــرفتنمـــــانـــ....
عـــــــــــــاشقمانــــ كردنــــــد....
رهــــــــايمانـــــ كردنــــــد....
بعد هم بي بهانه مــــــرديم،
در يـــــــاد تمـــــامــــ كسانـــــــي كهــــ
عـــــــاشقشـــــان بوديمــــــ!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:07
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ