یافتن پست: #در

☺SAEED☻
☺SAEED☻
یک روز رسدغمی به اندازه کوه

یک روز رسد نشاط به اندازه دشت

افسانه ی زندگی چنین است

در سایه کوه باید از دشت گذشت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 22:08
+10
☺SAEED☻
☺SAEED☻
به سلامتی دانشجوایی که حاضرن یه درس رو بیفتن ولی زیر برگه امتحانشون ، منّت هیچ استادِ عقده ای رو نکِشن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 22:00
+9
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم
حتی برای “تو” که سالها منتظر در زدنت بودم . . .!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 21:43
+6
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
درست است که نمی روی ، اما از آمدنت هم خبری نیست . . .!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 21:35
+4
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
یکی از استفاده‌های اصلی موبایل استفاده از نور ال سی دیش برای طی مسیر اتاق تا یخچال بدون خوردن به در و دیواره!
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 21:23
+7
reza
reza
درست است که من همیشه از نگاه نادرست و طعنه ی تاریک ترسیده ام
درست است که من زیر بوته ی باد، سر بر خشت خالی نهاده ام
درست است که طاقت تشنگی در من نیست....
اما با این همه گمان مبر که در برودت این بادها خواهم برید..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 21:23
+2
reza
reza
با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد،
برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد
نوروز باستانی را به شما تبریک می گم و سالی سرشار از موفقیت و سلامتی براتون آرزومندم و مثل همیشه می گم

آرزومند آرزوهاتونم

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
سال نو شما پیشاپیش مبارک
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 21:20
+3
reza
reza
واقعا بعضی جمله ها رو باید تو زندگی همش زیر لب تکرار کرد: (( در زندگی زیاد بودند دست هایی که برایم تکان دادند اما خیلی کم بود دست هایی که تکانم دادند)).
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 21:16
+3
reza
reza
دو قدم مانده به خندیدن برگ
یک نفس مانده به ذوق گل سرخ
چشم در چشم بهاری دیگر....
تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان
یک سبد عاطفه دارم
همه ارزانی تان!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 21:13
+3
aB'Bas S
aB'Bas S
سبب منم که میشکنم اما حرفی نمیزنم
اگه هیچکس برام نموند واسه اینه که سبب منم
کاش بدونی ماتم دنیام بی تو فقط گریه میخوام
کی میدونه این حسرتا چه کرده با روزو شبام
تو زندگیم یه دنیایی یه کابوسم تو رویایی
یه پاییزم تو بهاری من یه مرداب تو دریایی
از این گریه چه میدونی نه دردمی نه درمونی
به چه امید میخوای باشی که پیش دردام بمونی
تو زندگیم یه دنیایی یه کابوسم تو رویایی
یه پاییزم تو بهاری من یه مرداب تو دریایی
سبب منم که میشکنم اما حرفی نمیزنم
اگه هیچکس برام نموند واسه اینه که سبب منم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 21:12
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ