ramin
دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد :اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت رابفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم"دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت:یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا...و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت: نه... خدا نکنه...اصلآ کفش نمی خوام
jalal
به سلامتی مادرهای قدیم که وقتی دمپایی پرت می کردند طرفمون، صاف میومد میخورد تو سرمون!!
ramin
در اسفند ماه هر سال مردانی از سرزمین پارس به پا خواهند خواست . . . . . . . تا از پنجره ها آویزان شده و شیشه ها را پاک کنند
ali rad
مسافر، مسافر است
وقت استقبال هم می دانی
که یک روز باید بدرقه اش کنی ...
دل نبند
reza
رفتم کتاب فروشی میگم بوف کور دارین؟ میگه
کتابشو؟
گفتم : پ ن پ خودشو ، یه فرد خیر پیدا شده که حاضر تمامِ هزینه های درمانشو متقبل شه…..!
t @ r @ n e
از نظر انسانها سگها حیواناتی با وفا و مفید هستند
ولی از نظر گرگها، سگها گرگهایی بودند که تن به بردگی دادند
تا در آسایش و رفاه زندگی کنند!
( چگوارا)
t @ r @ n e
انسان ها دو دسته اند:
آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در روشنایی . . .
ali rad
چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد.
ali rad
تنهایی را دوست دارم، به شرط آنکه هر از گاهی دوستی بیاید تا درباره آن با هم گپ بزنیم.
ali rad
چقدر دلم برات تنگ شده ......
کودکی من ....