یافتن پست: #در

mehrshad kabiri
mehrshad kabiri
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ
ﮐﻪ ﻣﻄﺎﻟﺒﺸﻮﻥ ﻻﯾﮏ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻩ
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ
ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻠﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﺤﻞ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﯽ ﯾﻪ
... ... ... ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻥ
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﻭﻟﯽ
ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻣﺠﺎﺯﯾﺸﻮﻥ ﮐﺮﺩ
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﻋﮑﺴﺸﻮﻥ
ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽ ﻧﻮﯾﺴﻪ ﺳﻮ ﻧﺎﯾﺲ ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:46
+4
mehrshad kabiri
mehrshad kabiri
[!] با تمام پخمگی‌ش یک حرف خوبی زد : اگر پدران ما یک کـــاری کردند ما هم باید همان غلـــط را بکنیم ..!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:32
+4
ebrahim
ebrahim
دختر پسري با سرعت120کيلومتر سوار بر موتور سيکلت ...
دختر : آروم تر من ميترسم
پسر : نه داره خوش ميگذره
دختر : اصلا هم خوش نميگذره تو رو خدا خواهش ميکنم خيلي وحشتناکه
پسر : پس بگو دوستم داري
دختر : باشه باشه دوست دارم حالا خواهش ميکنم آروم تر
پسر : حالا محکم بغلم کن(دختر بغلش کرد)
پسر : ميتوني کلاه ايمني منو برداري بذاري سرت؟ اذيتم ميکنه
و.....
-------------------------------------------
روزنامه هاي روز بعد : موتور سيکلتي با سرعت 120 کيلومتر بر ساعت به ساختماني اثابت کرد .. موتور سيکلت دو نفر سرنشين داشت اما تنها يکي نجات يافت ..!

حقيقت ماجرا اين بود که پسر وقتي سوار موتور سيکلت بود متوجه شد ترمز بريده اما نخواست دختر بفهمه ، در عوض خواست يکبار ديگه از دختر بشنوه که دوستش داره ♥
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:26
+6
ebrahim
ebrahim
" اینجا چه گهی میخوری تـو "
.
.
.
.
.
.
واکنش شاد دو ایرانی به هنگام دیدنِ هم در یک جای غریب :| !
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:13
+8
☺SAEED☻
☺SAEED☻
مصلحت ! این تیغ بی رحمی که همیشه حقیقت را با آن
ذبح شرعی می کنند !!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:53
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
یادمه دوران مدرسه که بودیم....هفته آخر اسفند که می شد همه قرار میزاشتیم که کسی نیاد....فرداش همه میومدن ببینن کیا اومدن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:36
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
باران باش، که در باریدنش علف هرز و گل سرخ از برایش به یک معناست.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:33
+6
ebrahim
ebrahim
[!] به خیاط میگه برام کت وشلوار بدوز!فردا نیام بگی سوزنم شکست.برق نبود.چرخم خراب شد مریض بودم مهمون داشتم.اصلا پدر سگ بده نمیخواد بدوزی!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:31
+5
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
از دور ریختن عقایدی که به من تلقین شده بود، آرامش مخصوصی در خودم حس کردم.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:27
+4
sasan pool
sasan pool
غریب آمدی و ....
اما من که خوب می‌شناسَمَت
من بارها …
تُرا در انتهای رویایی غریب دیده بودم
چه احترام غریبی دارد این خواب، این خاطره
.
تمامِ این سالها همیشه کسی از من سراغِ تُرا می‌گرفت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:26
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ