saeed
ایا میدانید 99 در صد ته تغاری ها قرار بود فقط یک بوس کوچولو باشند؟
sasan pool
من ذره و خورشید لقائی تو مرا
بیمار غمم عین دوائی تو مرا
بیبال و پراندر پی تو میپرم
من کاه شدم چو کهربائی تو مرا
مولانا
mah3a
فال روز (11 اسفند- 2مارچ)
امروز واقعا سخت است که تعادل را در زندگی خود دوباره برقرار کنید به خاطر اینکه ممکن است احساس کنید بسیار سخت است که بلاخره "بله" یا "نه" بگویید! شما مایلید که از حاشیه بیرون بروید تا بتوانید در متن زندگی محدودیتهایی برای خود ایجاد کنید اما شاید برای تان سخت باشد که ازآن قوانین پیروی کنید. تنها راهی که میتوانید واکنش دنیا و کائنات را نسبت به تصمیمات تان امتحان کنید این است که "خلاق و مبتکر" باشید. این کار آنقدرها که به نظر میرسد سخت و دشوار نیست؛ فقط زمان لازم دارید تا راه خود را پیدا کنید.
☺SAEED☻
نان و پنیر : پنیری که با فناوری نانو درست شود
mehdi
چقدر خوبه ادم یکی رو دوست داشته باشه
نه به خاطر اینکه نیازش رو برطرف کنه
نه به خاطر اینکه کس دیگری رو نداره
نه به خاطر اینکه تنهاست و نه از روی اجبار
بلکه ...
به خاطر اینکه اون شخص
ارزش دوست داشتن رو داره ♥♥
mah3a
خدا دمت گرم واقعا ....
یه موجودات خوبی آف[!]
تو بهشون میگی شاه و ملکه مخلوقات...
من صداش میکنم پدر و مادر....
reza
در یک غروب زمستانی شیوانا از جاده خارج دهکده به سمت روستا روان بود. در کنار جاده مردی را دید که زخمی روی زمین افتاده است و کنار او چند نفر درحال تماشا و نظاره ایستاده اند. شیوانا به جمعیت نزدیک شد و پرسید: چرا به این مرد کمک نمی کنید؟!؟
جمعیت گفتند: طبق دستور امپراتور هرکس یک فرد زخمی را به درمانگاه ببرد مورد بازپرسی و آزار قرار می گیرد. چرا این دردسر را به جان بخریم. بگذار یک نفر دیگر این کار را انجام دهد. چرا ما آن یک نفر باشیم؟!
شیوانا هیچ نگفت و بلافاصله لباسش را کند و دور مرد زخمی پیچید و او را به دوش خود افکند و پای پیاده به سرعت او را به درمانگاه رساند. اما مرد زخمی جان سالم به در نبرد و ساعتی بعد جان داد. شیوانا غمگین و افسرده کنار درمانگاه نشسته بود که مامورین امپراتور سررسیدند و او را به جرم قتل مرد زخمی به زندان بردند.
شیوانا یکماه در زندان بود تا اینکه مشخص شد بیگناه است و به دستور امپراتور از زندان آزاد شد. روز بعد از آزادی مجددا شیوانا در جاده یک زخمی دیگر را دید. بلافاصله بدون اینکه لحظه ای درنگ کند دوباره لباس خود را کند و دور مرد زخمی انداخت و او را کول کرد تا به
saeed
نامم را پدرم انتخاب کرد ، و نام خانوادگیم را یکی از اجدام ،
دیگر بس است ، راهم را خودم انتخاب خواهم کرد
khoda nakone unayi ke didan midunan man bache nezam abadamaaaaaaaaaaaaaaaaaa
1390/12/11 - 12:14por ru :/
1390/12/11 - 12:20
1390/12/11 - 12:24هان
1390/12/16 - 19:41khodaro shokr avaliyam onam bad az 6 sal nazro niyaz





1392/04/7 - 12:49