یافتن پست: #در

ebrahim
ebrahim
نظر یک دانشمند ریاضیدان را درباره زن و مرد پرسیدند...

جواب داد:

اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند، پس مساوی هستند با عدد یک (=1 )
اگر دارای (زیبایی) هم باشند، پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم (=10)
اگر (پول) هم داشته باشند، دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم( =100)
اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند، پس سه تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم( =1000)

ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق)، چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست!
پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 20:26
+3
ebrahim
ebrahim
همه مي خواهند روي قله کوه زندگي کنند، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستيد
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 20:08
+5
ebrahim
ebrahim
چقدر سخته وقتی همه سراغ کسی رو ازت میگیرن که فقط تو میدونی که دیگه نیست...
اما سخت تر از اون وقتیه که مجبوری بخندی و بگی,مرسی خوبه...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 20:04
+6
ebrahim
ebrahim
تفاهــم به معــنای درک کـــردن نیست
بلکه به معنای تـوانایـی تحـمل تفـاوتهـاست !!!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 19:57
+4
aB'Bas S
aB'Bas S
هیچکس حرف آن ملایی را که می گوید ، « موسیقی حرام است » ،

ولی اصلا نه در عمرش موسیقی شنیده

و نه اگر بشنود می فهمد ، گوش نمی دهد !

ای کسی که می گویی « غنا» حرام است ،

اصلا تو می فهمی « غنا » چیست ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 19:54
+3
ebrahim
ebrahim
خدا همه چيز را در يک روز خلق نکرده،

ولي امان از اين آدميزاد که مي خواد همه چيز رو يک روزه

بدست بياره و داشته باشه . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 19:49
+3
شاهین
شاهین
یک روز یه [!]

اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛

خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛

یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم

یه روز یه رشتیه..

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛

برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛

اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد

یه روز یه لره...

اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛

ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد

یه روز یه قزوینی یه...

به نام علامه دهخدا ؛

از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد

یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!!
و اینجوری شادیم

این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 19:47
+2
mehdi
mehdi
وضعِ نت يه جوري شده که ،
هفت هشت تا تب باز مي کني،
بعد مثل سيخاي کباب هي دونه دونه ازاون اول تاآخر بهشون
سرميزني ببيني درچه وضعيه،لود شده يا نه..!
والاااااا ....
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 19:47
+8
mehdi
mehdi
اينقد فحش به عمه ندين ، اون دنيا بايد جواب پس بدين
اصلا حديث هم داريم که "عمه يتسائلون" يعني در مورد عمه ها سوال ميشه !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 19:44
+8
mehdi
mehdi
میدونید جمله ی
"اوکی ... بازم دست درد نکنه"
به چه معنیه؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همون مودبانه ی
"خاک تو سرت ... بازم به هیچ دردی نخوردیه"!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/9 - 19:39
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ