یافتن پست: #در

saeed
saeed
هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود ، دري ديگر باز مي شود ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 12:14
+2
saeed
saeed
انسان با سه بوسه تکمیل می شود
1-بوسه مادر که با ان پا به عرصه خاکی می گذاریم
2-بوسه عشق که یک عمر با ان زندگی می کنی
3-بوسه خاک که با ان پا به عرصه ابدیت می گذاری
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 12:11
+4
saeed
saeed
آری زیبایی رفته بود٬ آن هنگام که من رسیدم به گل او
چشم بسته به دنبالش سرنهادم
نیمه چنگی بر او در اینجا و نیمه چنگی بر او در آنجا...
و این است همه آن چیزهایی که در دست من بر جای مانده
شکل پرواز او!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 12:09
+2
saeed
saeed
دلتنگ تو هستم پس به من یاد بده
که دلتنگ تو نباشم
به من یاد بده
چگونه برکنم از بن، ریشه های عشق تو را
به من یاد بده
چگونه می میرد اشک در کاسه ی چشم
به من یاد بده چگونه دل می میرد
خودکشی می کنند شوق ها
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 12:07
+4
saeed
saeed
اگر دوست من هستی
کمکم کن از تو هجرت کنم
اگر عزیز منی
کمکم کن از تو شفا یابم
اگر می دانستم
که دوست داشتن خطر ناک است .. به تو دل نمی بستم
اگر می دانستم
که دریا عمیق است.. به دریا نمی زدم
اگر پایانم را می دانستم
هرگز شروع نمی کردم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 12:06
+4
saeed
saeed
آیینه هرگز عکسی را در خود نمی گذارد همواره خالی است

عشق رایحه و روشنایی شناخت خویشتن و خود بودن است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 12:01
+3
حمید
حمید
یکی از این سوسک کوچیکا از جلو پام رد شده یه دستمال از جیبم درآوردم… دوستم میگه می خوای بکشیش؟

پ ن پ آبریزش بینی داره می خوام نریزه رو قالی.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 11:37
+3
saeed
saeed
سکوت را تجربه کن و آیینه صفت شو

زندگی را در خود منعکس کن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 11:35
+2
حمید
حمید
یارو میره سردخونه میگه: بی زحمت جسد پدربزرگمو تحویل بدین.

میگن: می خوای خاکش کنی؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 11:20
+2
حمید
حمید
اگر من یک ساختمان قدیمی ‌بودم، دوست داشتم کنار اقیانوس باشم. عکس از اسکله قدیمی ‌ماهیگیری در پنسیلوانیا گرفته شده است.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 11:08
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ