امیرحسین
غضنفر با زنش میرن پیك نیك. زنش میگه: بشینیم زیر اون درخت. غضنفر میگه نه! همین وسط جاده امنتره! زود پتو رو بنداز!
زنش میگه: آخه اینجا ماشین میزنه بهمون! ولی غضنفر با اصرار وسط جاده پتو رو پهن میکنه و دو نفری میشینند وسط جاده!
بعد از مدتی یه كامیون میاد طرفشون هر چی بوق میزنه، اونا از جاشون تكان نمیخورن، كامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت. غضنفر به زنش میگه: دیدی گفتم وسط جاده امنتره!
اگه زیر اون درخت بودیم الان هر دومون مرده بودیم!
امیرحسین
تاحالادقت کردین؛
وقتی یکی میفهمه چقدزیاد دوسش داری چقد خودشو لوس میکنه!!
اما بخدا اشتباست باید قدره عشق وافعی رو دونست
به عبارتی؛ای کاش پرده میفهمید تاپنجره بازاست فرست رقصیدن هست!
halet moshkel dare
1390/12/2 - 20:36khilii ziyad
1390/12/2 - 20:37
shafa bede khoda jooonam
1390/12/2 - 20:39doa kun vasam, amaaaan yooojiibooo
1390/12/2 - 20:40











1390/12/2 - 20:40