یافتن پست: #در

hadith
hadith
چاله ی شکست پر است از انسان های تندرو ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 22:49
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
رقاص ایرانی در سال ۱۲۸۸ قاجاریه:
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 22:44
+3
نیوشا
نیوشا
آرامــتــر بـــرو ...
احـســاســات مــن
در بــرهــه ای از خـــاطـــرات
بــه دنـبـالــت میــدود
و گــاه از شــدت تـپــش هــای بـــغـــــض
بـــه زمـیــن میــــخورد
بــگــذار آرام آرام رفـتـنــت را بـــاور کـــنم
آهــــای بــــا تــــوام!
آرامتــــر بــــرو ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 22:22
+9
امیرحسین
امیرحسین
یک کاغذ سفید را هرچقدر هم تمیز و سفید باشد کسی قاب نمیکند
برای ماندگاری حرفی باید زد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 22:09
+5
ashkan
ashkan
دل خوش از آنيم که حج ميرويم

غافل از آنيم که کج ميرويم


کعبه به ديدار خدا ميرويم

او که همينجاست کجا ميرويم


حج بخدا جز به دل پاک نيست

شستن غم از دل غمناک نيست


دين که به تسبيح و سر و ريش نيست

هرکه علي گفت که درويش نيست

صبح به صبح در پي مکر و فريب

شب همه شب گريه و امن يجيب
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 21:24
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
از دوستان:

اعتراف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یوهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون...بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت....گفتم منم همینطور....گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا..حمتاً..از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش..به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش
و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم....
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 19:12
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
ممکنه من بهت بگم : «بذار به درد خودم بمیرم»
اما تو نذار بمیرم !

شعور داشته باش ..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 15:21
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
لــــــــــذتی که در خوابیدن روی جزوه هست تو خوابیدن روی تختـخواب نرم نیس…:
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 15:19
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
یه خانم حدودا ۵۰ ساله دختر حدودا ۱۸ سالشو آورده بود.
به دختره گفتم : مشکلتون چیه ؟

گفت : “دلهره” دارم.

مادرش زد زیر خنده و بعد گفت :

مامان ! دل پیچه نه دلهره !

پرسیدم : چیز ناجوری نخوردین ؟

مادرش گفت : چرا “چیسپ” خورده و این بار نوبت دختر بود که بزنه زیر خنده و بگه : مامان چیپس نه چیسپ …
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 15:15
+3
parnian
parnian
یارو تو خیابون داشته میرفته , یکی بهش میگه آقا چرا پای چشت کبوده ؟
میگه : جان من ؟ درد هم میکنه ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 14:55
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ