یافتن پست: #در

gamer
gamer
رفتیم غار علیصدر. به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه! پــ نه پـــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:44
مهسا
مهسا
هر بار که کودکانه دست کسی را گرفتم ، گم شدم ... آنقدر که من در هراس گرفتن دستی هستم ، ترس از گم شدن نیست ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:36
+1
masoud
masoud
زنی که از بانک به دلیل زیبایی اخراج شد خانم Debralii Lorenzany کارمند سیتی بانک در اوت سال گذشته به دلیل زیبایی بیش از حد از کار خود برکنار شد. همواره خوش پوش و ظاهری آراسته داشته، اما کارمندان مدعی شدند که ظاهر او دائما آنها را از کار منحرف ساخته و نظرات مستهجن در مورد ظاهر او داشتند. Lorenzana در سپتامبر سال 2008 در سمت منشی بانک در شرکت سیتی بانک شروع به کار کرده بود. [فایل]
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:34
+2
gamer
gamer
- کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟ پ نه پ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:34
+2
gamer
gamer
- رفتم آزمایش ادرار. یارو میگه ادراره؟ میگم: پـــ نه پـــــ سکنجبین برو کاهو بیار بزنیم توش بخوریم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:33
+2
masoud
masoud
دو روز قبل امتحان : امروز رو استراحت مى کنم.از فردا بکوب شروع مى کنم به خر زدن ! يک روز قبل امتحان : ﺣﺎﻻ ﻭﻗﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺩﺍﺭﻳﻢ، ﮐﻮﻭﻭ. . .ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ ..چيزى نيس درسش آسوونه... شب امتحان : . واااى چقدر زيااااااده ..نميرسم همش رو بخوووونم ... بايد صبح پاشم بخووونم صبح امتحان: . واااااااااى..چر اااا من بيدااااااار نشدم..هيچى نخووووندم..هيچى بارم نيس ....خدايا خودت بخيريش کن اين يکى رو قول ميدم وااااسه بعدى خفن بخوووونم... بعد امتحان : . اين يکى رو هم که ترررررر زديم...حالا بريم امروز رو استراحت بکنيم يه ذره روووحيه ام عوض شه.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:25
+1
gamer
gamer
- سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه اذییتتون میکنه؟! پـــــــ نه پــــــــ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره!!!!
5 دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:21
+3
alireza
alireza
به يه نفر گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت : يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در رو که باز کردم ديدم کسي نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولد تولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: اخه لخت رفته بودم تو
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:17
+1
gamer
gamer
از علی دائی میپرسن: تیم فوتبال ایران برای حضور در مسابقات جام جهانی چه کار اساسی باید انجام بده؟
علی دائی: من تصور میکنم بهترین کار خرید بلیط مسابقات باشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:14
+3
mohsen
mohsen
تركه تو روزنامه يك آگهي استخدام ميبينه كه: به يك مهندس كامپيوتر مجرب و باسابقه نيازمنديم. خلاصه فرداش كت شلوار ميپوشه و اساساً تيپ ميزنه و پاميشه ميره واسه مصاحبه. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما مدركتون از كدوم دانشگاهه؟ تركه ميگه: ايلده من مدرك ندارم كه! يارو تعجب ميكنه، ميگه: پس حتماٌ سابقة كارتون زياده... قبلاٌ تو كدوم شركت كار ميكردين؟ تركه ميگه: والله من شركت مركت بيل‌ميرم! پدر مرحومم يك سوپرماركت داشت، منم همونجا كار ميكنم!! يارو شاكي ميشه، ميگه: مردك! تو اصلاٌ بلدي كامپيوتر رو روشن كني؟! تركه ميگه: والله نه!! مرده قاط ميزنه، ميپرسه: پس اومدي اينجا چه غلطي بكني؟! تركه ميگه: ايلده من فقط اومدم بگم كه دور من يكي رو بايد خط بكشيد!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 18:13
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ