آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن نه دستی از برون که همتی از درون لازم است حالا اما... نمی خواهم برخیزم می خواهم اندکی بیاسایم فردا برمی خیزم وقتی که فهمیده باشم چرا زمین خورده ام ...
اگه یه روز تو خیابون از کنار یه گنجشک رد شدی و نپرید فکر نکن که ازت نتر سیده بدون که اون هم ادم حسابت نکرده پـَـــ نــه پـَـــ اتقدر از دیدنت خوشحال شده که زبون بسته نمیدونه چی کار کنه