یافتن پست: #در

sasan pool
sasan pool
من تصمیم گرفتم شغلمو عوض کنم.الان من 8 ساله که پیر هن مشکی میپوشم.چند وقت پیش رفته بودم بیرون دم خونه ما یک دارو خونه بود که بسته بود به علت فوت پدر طرف خلاصه کسبه آمده بودن مغازه طرف باز کن من هم داشتم با موبایلم حرف میزدم اون بغل وایساده بودم مغازه این و که باز کردن همه آمدن به من تسلیت گفتن فکر کردن من فامیل طرفم تصمیم گرفتام برم توی بهشت زهرا پول بگیرم توی مراسماشون شرکت کنم.
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 10:45
+3
ebrahim
ebrahim
الان تو دانشگام.2 تا امتحان دارم.به جتی اینکخ بشینم درس بخونم نشستم پای نت
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 10:41
+2
fatemeh
fatemeh
فارس نژاد پرست نیست (مگه کوروش نژاد پرست بود؟) رشتی بی غیرت نیست (مگر میرزا کوچک خوان بی غیرت بود؟) مازندرانی کله ماهی خور نیست(مگر نیما کله ماهی خور بود؟) لر هالو نیست(مگه لطف علی خان هالو بود؟ ) ترک زبان عر عر نمی کنه (مگه شهریار عر عر می کرد؟) ... ...قزوینی همجنس باز نیست (مگر علامه دهخدا همجنس باز بود) خراسانی بادیه نشین و بدوی نیست(مگر دکترشریعتی بادیه نشین بود؟) بلکه اینان ستونهای ایرانند. پس افتخار میکنم ایرانی هستم!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 03:24
+13
-2
fatemeh
fatemeh
فارس نژاد پرست نیست (مگه کوروش نژاد پرست بود؟) رشتی بی غیرت نیست (مگر میرزا کوچک خوان بی غیرت بود؟) مازندرانی کله ماهی خور نیست(مگر نیما کله ماهی خور بود؟) لر هالو نیست(مگه لطف علی خان هالو بود؟ ) ترک زبان عر عر نمی کنه (مگه شهریار عر عر می کرد؟) ... ...قزوینی همجنس باز نیست (مگر علامه دهخدا همجنس باز بود) خراسانی بادیه نشین و بدوی نیست(مگر دکترشریعتی بادیه نشین بود؟) بلکه اینان ستونهای ایرانند. پس افتخار میکنم ایرانی هستم!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 03:22
+10
-2
ronak
ronak
انتخاب پیرزن 104ساله به عنوان ملکه زیبایی
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 00:23
+6
ronak
ronak
بیا ناز نکن دیگه برات ماهی آوردم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/22 - 00:07
+6
ebrahim
ebrahim
دختری به دوستش : فک کنم دوست پسرم داره بهم خیانت می‌کنه! دوستش : از کجا فهمیدی؟ دختر: آخه دیشب پرسیدم کجا بودی ، گفت با دوستم امیر بودم دوستش : خوب الان مشکل چیه؟ دختر : خوب کثافت دروغ میگه ، دیروز امیر تمام مدت با من بود ..!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 23:47
+6
mina_z
mina_z
- يه بابائي تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه يارو رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 23:45
+6
ebrahim
ebrahim
عکس العمل یـه دختر ایرانی در مقابل دیدن یک دختر زیباتر از خودش : نگا این چه خرابـه ، معلوم نيست هر شب زير چند نفره .. همه جاشم كه عمل كرده ! حالا عکس العمل پسر ایرانی در در مقابل دیدن یک پسر زیباتر از خودش : دمش گرم معلوم نیست چقد دوست دختر داره ! X_X سلامتـــــی هــمــــــه پســـــــــــرا ..
3 دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 23:43
+3
ronak
ronak
تعطیلات ایرانی در آنتالیا... خب می رفتین پارک دم خونه قدم میزدین چه کاری بود راه به این دوری!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/21 - 23:41
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ