یافتن پست: #در

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 19:03
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 19:01
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

بعضیا کاری باهات میکنن که


به یــــــــــــادآوری تموم لطــــــــــف هایی که در حقشون کــــــردی ..


به شدت از خودت متنفرت میکنه ....


اونم بدجوووووووووووور ...

دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 18:51
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
غضنفر میره جبهه فرداش بر میگرده ..
میگن پس چرا برگشتی؟
میگه پدرسوخته ها به قصد کشت میزدن !
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 18:49
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

مهم نیســـــت که از بیــــــرون چه طـــــــور به نظــــــــر میام !

کسایـــــــــــی که درونم رو می بینند ؛

برام کـــــــــافیند ...

واسه اونـــــــایی که از روی ظاهــــــــرم قضاوت می کنند ،

حرفی ندارم !


همون بیرون بمونند واسشـون


کافیــــــــــــه ... !!

دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 18:43
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 18:36
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خیلی عالــــــیه .....
در اولین صبح عروســی ، زن و شوهــر توافق کردند
که در را بر روی هیچکس باز نکنند .
ابتدا پدر و مادر پسر آمدند . زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند .
اما چون از قبل توافق کرده بودند ، هیچکدام در را باز نکرد .
ساعتی بعد پدر و مادر دختر آمدند .
زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند .
اشک در چشمان زن جمع شده بود و در این حال گفت :
نمی تونم ببینم که پدر و مادرم پشت در باشند و در را روشون باز نکنم . شوهر چ
یزی نگفت ، و در را برویشان گشود .
سالها گذشت خداوند به آنها چهار پسر داد .
پنجمین فرزندشان دختر بود . برای تولد این فرزند ،
پدر بسیار شادی کرد و چند گوسفند را سر برید و میهمانی مفصلی داد . مردم متعجبانه از او پرسیدند :
علت اینهمه شادی و میهمانی دادن چیست ؟
مرد بسادگی جواب داد :
چـــون این همـــون کسیــــه که ، در را برویم باز میکنـه !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 18:35
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خدایــــــا بـــــد جوری خستــم تو خـــــــودت خــــــوب می دونــــــــی

خدایــــــا بـــــدجـــــوری دل شکستــــه ام خـــــوب می دونــــــی

شــــــــکوه ها گلایـــــه هــــــــا..آخ کــــه تمومـــــــــی ندارن

لحظــــــه های شـــــاد شـــــاد ..آخ که شروعــــــی ندارن

تـــا دلــــــــت بخـــــواد غــــــــم و رنــــــج فقـطـــــــــ

لحظــــه هـــای زندگیت ..آخ که پـُـــر از دردِ فقطــ

کِــــــــی میــره شبـــــــ بشـــــــه روزِ آفتابــــــی

کِــــــــــی می شـــــه فردای روز بارونــــــی

آخــــــــه این دل شکسته دیگه درمون نداره

مرهمی بر روی زخمــای پریشون نداره
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 18:33
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست
بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
باز میپرسم ازت مسئله دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه مسئله هاست ...

دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 18:30
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
لبخند بزن!
بدون انتظار پاسخی از دنیا ،
بدان روزی دنیا انقدر شرمنده می شود
که به جای پاسخ لبخند ،
با تمام سازهایت می رقصد ...
دیدگاه  •   •   •  1392/09/13 - 18:29
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ