یافتن پست: #در

zohre
zohre

تو را من چشم در راهم شباهنگام... که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی

دیدگاه  •   •   •  1392/09/9 - 20:21
+6
zohre
zohre

هیچ وقت نفهمیدم چرا درست همان کسی که فکر میکنی با همه فرق دارد یک روز مثل همه تنهایت میگذارد . . .


دیدگاه  •   •   •  1392/09/9 - 20:18
+7
محمد
محمد
هیچ کس نمیتونه بدون رضایت شما درشما حقارت ایجاد کنه پس بزن تو سر خودت که همش تقصیر خودته
دیدگاه  •   •   •  1392/09/9 - 20:18
+7
محمد
محمد
پنداشت اگر شبی به سرمستی در بستر عشق او سحر کردم
شب های دگر که رفته از عمرم در دامن دیگران به سر کردم
دگر نکنم ز روی نادانی
قربانی عشق او غرورم را
شاید که چو بگذرم از او یابم آن گمشده شادی و سرورم را
رو، پیش زنی ببر غرورت را که عشق ترا به هیچ نشمارد
آن پیکر داغ و دردمندت را با مهر بروی سینه نفشارد
دیدگاه  •   •   •  1392/09/9 - 20:15
+6
محمد
محمد
طرف تو قسمت Work At پروفایلش نوشته
“مدیر دلداری مسافرهای جا مونده از پرواز در فرودگاه”
من برم با اسید کلریک یه دوش بگیرم با اجازتون
دیدگاه  •   •   •  1392/09/9 - 19:45
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/9 - 19:43
+6
محمد
محمد
میگن حضرت حوا همش لا درختا میگشته و برگـــا رو
نگاه میکرده و هی میگفته حالا امروز چی بپوشم
دیدگاه  •   •   •  1392/09/9 - 19:34
+4
AmirAli
AmirAli
مات شدم

از رفتنت !

هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود

این وسط فقط یک دل بود

که دیگر نیست!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/9 - 19:31
+5
محمد
محمد
ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﻪ ، ﺍﻻﻥ ﺁﭘﺎﺭﺗﻤﺎﻧﻪ
ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﻪ ، ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻭ ﻻﺑﯽ ﺩﺍﺭﻩ
ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﻪ ، wifi ﯼ ﻣﻔﺘﯽ ﺩﺍﺭﻩ
ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﻪ ، ﺩﯾﺶ ﻭ LNB ﺩﺍﺭﻩ
ﮐﻨﺎﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺍﻭﻥ ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺎﺭﺗﯽ ﺑﺮﭘﺎﺳﺖ
ﭘﺎﺭﺗﯿﻬﺎﯼ ﻣﺤﻠﻪ ، ﭘﺮ ﺷﻮﺭ ﻭ ﺷﻮﻕ ﻭ ﻏﻮﻏﺎﺳﺖ
ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﻪ ﺍﻻﻥ ، ﻣﺎﺯﺭﺍﺗﯽ ﺳﻮﺍﺭﻩ
ﺭﻧﮓ ﻣﻮﻫﺎﺷﻢ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ، ﺟﻮﺭ ﻭﺍﺟﻮﺭﻭ ﺑﺎﺣﺎﻟﻪ
ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﻪ ﺍﻻﻥ ، ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺟﯿﻦ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﻪ
ﮐﻔﺶ ﮐﺎﻟﺞ ﻭ ﮐﯿﻔﺶ ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭﺷﻪ
ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﻪ ﻫﺮﺷﺐ ، Gem Tv ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ
ﺧﺮﻡ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﻭ ﺳﻨﺒﻞ ، ﻻﻣﯿﺎﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ
ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﻪ ، ﻫﻨﻮﺯ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎﺣﺎﻟﻪ
ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﻪ ، ﺣﺮﻓﺎﯼ ﺧﺎﺻﯽ ﺩﺍﺭﻩ
دیدگاه  •   •   •  1392/09/9 - 19:28
+3
محمد
محمد
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﻴﺮﻩ ﺣﻤﻮﻡ
.
.
.
.
.
.
.
ﻫﻮﻭﻭﻭ ﺗﻮ ﻛﺠﺎ؟؟؟؟
ﻻ ﺧﻮﺍﻫﺮ؟؟ !؟
ﻻ ﻣﺎﺩﺭ؟ !
ﻻ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻣﺎﺍﺍﺍﺍﺩﺭ؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/09/9 - 19:23
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ