منتظرم خدا ؛
پس خط پایانت کجاست ..؟؟؟
آیا جهنمت همین جایی که هستیم نیست ..؟؟
من آتشت را ؛
به نامردی ها ؛
به دورویی ها ؛
و ...................
خیانت ها ترجیح می دهم ..!!!
شاید اگر ایوب هم در عصر ما بود صبرش لبریز می شد ...!!!
منتظرم خدا ؛
پس خط پایانت کجاست ..؟؟؟
آیا جهنمت همین جایی که هستیم نیست ..؟؟
من آتشت را ؛
به نامردی ها ؛
به دورویی ها ؛
و ...................
خیانت ها ترجیح می دهم ..!!!
شاید اگر ایوب هم در عصر ما بود صبرش لبریز می شد ...!!!
می روم ؛
امااااااااا ..
در نبودم اگر لحظه ایی ؛
حتی ؛
برای ثانیه ایی هر چند کوتاه ..
دلتنگم شدی ..
تو را به خاطراتمان قسم ؛
نگذر ..
از " او " که مرا از " تو " و " نگاهت " را از " من گرفت .... .
هی فلانی ؛
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم ..
هر جا که دلت میخواهد برووووووووو ...
فقط ؛
آرزو می کنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد ؛
آنقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه ی چشمانت ؛
باز هم آرام نگیری .....
و اما من ؛
برنمی گردم که هیچ ؛
عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع می کنم ،
که نتوانی لم دهی روی مبل های راحتی و
با خاطراتم قدم بزنی ................ .