یافتن پست: #در

saman
saman


عشق یعنی...!



عشق یعنی مستی و دیوانگی



عشق یعنی با جهان بیگانگی



عشق یعنی شب نخفتن تا سحر



عشق یعنی سجده با چشمان تر



عشق یعنی سر به دار آویختن



عشق یعنی اشک حسرت ریختن



عشق یعنی درجهان رسوا شدن



عشق یعنی سست و بی پروا شدن



عشق یعنی سوختن با ساختن



عشق یعنی زندگی را باختن



دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 01:42
+2
saman
saman


گــــــــاه می توان تمام زندگی را در اغوش گرفت 


اگــــــــــــــــــ ــــ ــ ـــــــــــــــــر


تمام زندگیت یک نفــــــ ــــ ـــــــر باشـــــــــــــد



دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 01:11
+2
saman
saman

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر "فقط یه شوخی بود!"
یک کم کنجکاوی پشت "همینطوری پرسیدم!"،
قدری احساسات پشت "به من چه اصلا!" ،
مقداری خِرَد پشت "چه میدونم!"
واندکی درد پشت "اشکال نداره" است...

دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 01:03
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نگران نباش

من انقدر امروز و

فردا های نیامدن را دیده ام

که دیگر هیچ وعده ی بی سر انجامی

خواب و خیال ارزو هایم را اشفته نمیکند

حالا یاد گرفته ام که فراموشی دوای درد همه ی

نداشتن ها

نخواستن ها

و

نیامدن هاست

یاد گرفتم که از هیچ لبخندی خیال دوست داشتن به سرم نزند

یاد گرفتم که بشنوم تا فردا و به روی خود نیاورم که فردا ها

هیچوقت نمیایند
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 22:22
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نگران نباش

من انقدر امروز و

فردا های نیامدن را دیده ام

که دیگر هیچ وعده ی بی سر انجامی

خواب و خیال ارزو هایم را اشفته نمیکند

حالا یاد گرفته ام که فراموشی دوای درد همه ی

نداشتن ها

نخواستن ها

و

نیامدن هاست

یاد گرفتم که از هیچ لبخندی خیال دوست داشتن به سرم نزند

یاد گرفتم که بشنوم تا فردا و به روی خود نیاورم که فردا ها

هیچوقت نمیایند
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 22:21
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
می پسـندم پاییـز را
که معافـم می کنـد
از پنـهان کردن
دردی که در صـدایم می پیچـد ُ
اشکی که در نگاهـم می چرخـد
آخر همه مـی داننـد
سـرما خورده ام . . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 22:19
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 22:17
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عاشقانه را نباید نوشت.......!!

عاشقانه باید گرمه نفس باشد......

بکر بکر از سینه بیرون بیاید....

و نجوا شود کنار گوشی که آنقدر نزدیک است که می توانی

لاله اش را به لب بگیری.........!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 22:08
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
♥♥گـیـــریــم تـمـآم دنـیـآ بـگـویـنــد مـآ مـآل هــم نـیـسـتـیــم . . .
مــآ بـه درد هـم نـمــیـخـوریـم !
گـیـــرم بـرآی زیـر یـک سـقـف رفـتـن
عـــ♥شــ♥ـق ، آخـریـن مـعـیـآر ایـن جـمـآعــت بــآشـد
گـیـــریــم دوسـت داشـتـن بـدون سـنـد حـرآم بـاشـد ! عـجـیـب بـاشـد بـآور نـکـردنـی بـآشـد . . . !
گـیـــرم تـآ آخـر عـمـر تـنـهـآ بـمـآنـم... گـیـــرم هــرگـز دسـتـآنـت در دسـتـآنـم قـفـل نـشـود...
مـــــــــَــ♥ـــــن امـآ . . . گـیـــر چــشـــمـآن تــوام . . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 22:00
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
دیدگاه  •   •   •  1392/07/5 - 21:55
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ