یافتن پست: #در

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
یکی از فانتزیام اینه که توی دانشگاه یکی از اساتید تهدیدم کنه که بهت صفر میدم بعد منم در حضور همه برم جلوش سرمو بکوبم به دیوار بگم :
منو از نمره میترسونی ؟
من زندگیمو باختم استاد . . .
برو از خدا بترس
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 10:04
+3
sara
sara
هر انسانی عطری خاص دارد !

گاهی ...

برخی ؛ عجیب بوی خدا می دهند ...

مثل " مادر "
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 10:04
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 09:56
+3
sara
sara
ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮑﺸﻪ ﮐﻪ ﺭﻭﺯ
ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﯿﺮ ﻭ ﮐﻢ
ﺳﻮﺍﺩﺵ ﺑﮕﻪ ﺷﻤﺎ ﮐﻤﺘﺮ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﯿﺪ ...

ﺧﺠﺎﻟﺖ ﭘﺴﺮﯼ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮑﺸﻪ ﮐﻪ )ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﺭﻭ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ( ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻧﻔﺮ ﺳِﻨﺪ
ﮐﻨﻪ ...

ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺯﻧﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮑﺸﻪ ﮐﻪ ﺧﻮﺵ
ﮔﺬﺭﻭﻧﯽ ﻫﺎﺷﻮ ﺩﺭ ﻏﯿﺎﺏ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﮐﻪ
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻭ ﺷﯿﻔﺖ ﮐﺎﺭ
ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻩ!

ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮑﺸﻪ ﮐﻪ ﺯﻧﺶ
ﭘﺸﺘﺶ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﺨﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺮﮔﺮﺩﻩ
ﻭ ﺍﻭﻥ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﺨﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺯﻧﺶ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﺑﻂ
ﭘﻨﻬﺎﻧﺶ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻮﯾﯽ ﻧﺒﺮﻩ
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 09:15
+1
sara
sara
مردم سخنان شما را ،
فراموش خواهند کرد ...
مردم آنچه را که انجام داده‌اید ،
فراموش می‌کنند ...
اما هرگز آن احساسی ،
که در آنها به وجود آوردید را ،
فراموش نخواهند کرد ... !

مایا آنجلو
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 08:55
+1
sara
sara
لمست کردم،بر تو دست کشیدم
و در قلمرو تو زیستم
چون آذرخشی بر یکی شعله
که آتش قلمرو توست
ای فرمانروای من!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 08:54
+1
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
باز آمد بوی ماه مدرسه

دلم واسه دوران مدرسه تنگ شده....

یاد شیطناتای بچگی

یاد .........

نمیدونم هرچی که فکرشو کنید

فقط میگم یادش بخیر.
{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}X
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 07:19
+3
saeed
saeed


"پنجره خیال "


تا خانه چشمانت راهی نیست ، وقتی که نگاهت را از من دریغ میکنی ... چه بگویم


وقتی که نه تنها چشم هایت را ، بلکه دریچه قلبت را برویم بسته ای ...


اما...


بدان همیشه پشت پنجره "خیالم" برای چشمهایت چون چلچراغی میدرخشد...


بگذار در وجود تو گم شوم و تودر جستجوی من آهسته مرا بخوانی...


و مرا در قلبت پیدا کنی!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 00:57
+2
saeed
saeed

باز باران نه نگویید با ترانه می سرایم این ترانه جور دیگر


باز باران بی ترانه دانه دانه بر بام خانه


یادم آید روز باران پا به پای بغض سنگین تلخ و غمگین دل شکسته اشک ریزان عاشقی سرخورده بودم


می دریدم قلب خود را


دور می گشتی تو از من


با دو چشم خیس و گریان


می شنیدم از دل خود این نوای کودکانه


پر بهانه زود برگردی به خانه


یادت آید هستی من آن دل تو جار می زد


این ترانه باز باران باز می گردم به خانه

دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 00:55
+1
saeed
saeed

آموخته ام که خداعشق است


وعشق تنهاخداست


آموخته ام که وقتی ناامیدمی شوم


خداباتمام عظمتش


 عاشقانه انتظارمی کشد دوباره به رحمت او امیدوارشوم


آموخته ام اگرتاکنون به آنچه خواستم نرسیدم


خدابرایم بهترش رادرنظرگرفته


آموخته ام که زندگی دشواراست


ولی من ازاوسخت ترم...

دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 00:54
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ