تو باید جاودانگی خودت را در جای دیگری نشان بدهی،
و آن جا «انسانیت» است!
(فریدون [!])
خيالم در بلندي هاي پرواز،
ز تلخي هاي پايان، مي رسيدم-
به شيرينِ شگفتي هاي آغاز !
(فریدون [!])
عمر گران مايه را چگونه گذاريد ؟
هرچه به عالم بود اگر به کف آريد
هيچ نداريد اگر که عشق نداريد
واي شما دل به عشق اگر نسپاريد
گر به ثريا رسيد هيچ نيرزيد
عشق بورزيد
دوست بداريد
(فریدون [!])
ﻋﺸﻘﺖ ﻭﻟﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺭﻓﺘﻪ؟
ﺑﻪ ﺩﺭﮎ...
ﻟﺒﺎﺳﺘﻮ ﺑﭙﻮﺵ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﻮ ﺑﺮﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ترین نقطه ﺷﻬﺮ
ﺑﺒﯿﻦ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﻟﻘﻤﻪ ﻏﺬﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﻦ
ﺑﺒﯿﻦ ﭘﺪﺭﯾﻮ ﮐﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﻟﻘﻤﻪ ﻧﻮﻥ ﺳﺮﺵ ﺗﻮ ﺳﻄﻞ ﺁﺷﻐﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﭘﻼﺳﺘﯿﮏ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻪ...
ﺑﺒﯿﻦ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻦ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ...
ﺑﺮﻭ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺒﯿﻦ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﻨﺘﻈﺮﻥ ﺗﺎ ﺧﺒﺮ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺮﯾﻀﺎﺷﻮﻧﻮ ﺑﺸﻨﻮﻥ...
آره... ﺯﻧﺪﮔﯽ اینه قدر سلامتی و داشتن خانواده خوبتو بدون...
اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت، دلگیر مباش
تو با تمام مهربانی هایت زیباترین معصوم دنیایی...
من خدایی را میشناسم که ابر رحمتش به زمین و زمان میبارد...
اما یکی سپاسش میگوید و هزاران نفر کفر!
چرا میپنداری باید بهتر از خدا تو را قدردانی کنند؟!
پس نرنج از ناسپاسیشان و برای شادیشان بکوش...
با مهربانی روحت به آرامش میرسد...
تو با مهرت بال و پر میگیری...
خوبی دلیل جاودانگی توست...
(نجیب زاده)