یافتن پست: #در

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دریا با این همه آب

رودخانه با این همه آب

تنگ بلور حتی...

با این همه آب

رخصت نمی دهد، این همه آب

تا بنگریم که

ماهی ها چگونه می گریند؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 22:12
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در مسیر ماه قدم بگذار
که اگر اشتباه رفتی،
در میان ستارگان باشی ..
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 22:05
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگــه ســ ـ ـ ــرابــــــ دیـــدیــــد

بـــنـــشــیــنــیــد و از آنــ بــنــوشــیــد!!

نــگــذاریــد ســ ـ ـ ــرابـــــ بــه دروغــــش افـــتــخــار کــنــد..
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 22:01
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
صبر کن پاییز
من هنوز حقم را از این روزها نگرفته ام
درنگ کن...جان آسمان درنگ کن...نیا
تمام آرزوها و بچگیهایم
در عبور فصل ها سرگردانند...
کمی درنگ کن
برگ برگ درخت امیدم
هنوز سبزی و تازگی دارند...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 22:00
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زیادے" دوستـــت داشتم!!!!

میدانـــے اشتباه از کجاست؟؟؟؟

از تو نیــست!!!!

اشتباه از "مــن" است...

هر جا رنجیـــدم به رویت نیاوردم

"لبخنـــد" زدم

فکر کردے درد ندارد

"محکــــم تر" زدے..
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 21:58
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به عشق در یک نگاه اعتقادی ندارم !
اما ....
به این که در یک لحظه یک نفر از چشمم بیفتد ؛
شدیداً معتقدم ... !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 21:56
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

احتیاط باید کرد !!
همه چیز کهنه می شود ..
و اگر کوتاهی کنیم ....
در عشق نیـــز ......
بهانه ها جای حس عاشقانه را ..
خوب میگیرند .........!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 21:54
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زنـدگــی انـگــار

تـمــام ِ صـبــرش را بـخـشـیـده اسـت بـه مـن !!

هـرچــه مـن صـبــوری میکـنـم او بــا بـی صـبـری تـمــام

هـول میزنــد

بـــرای ضـربــه بـعــد .... !

کـمـی خـسـتــگـی در کــن ، لـعـنـتـــی ...

خـیــالـت راحـت !!....

خـسـتـگــی ِ مــن

بـه ایـن زودی هــا دَر نـمـی شـود ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 21:53
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اقا ی چیزی کشف کردم،دقت کنین:
عصر حجر، عصر اطلاعات، عصر ارتباطات، عصر فن آوری، عصر دیجیتال.....
همه اینا ثابت میکنن که پیشرفت بشر همیشه در عصر صورت گرفته و از صبح زود بیدار شدن آدم به جایی نمیرسه!!!
بببببببعععلهه!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 21:47
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عـشـق آمد و از مژدهٔ غم شادم کرد
وز بــنــدگــی عــافــیــت آزادم کــرد
هر موی مرا به یک جهان درد آراست
چـنـدان کـه خـراب بـودم آبادم کرد
"عرفی"
دیدگاه  •   •   •  1392/06/18 - 21:34

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ