♥ نگار ♥
مـטּ بـدم ..
تـو خـوب باش ..
دیگـر ، سراغـم را نگیـر
مـטּ خـودم را جایـے در ایـטּ زندگـے گم ڪرده ام
دنبالـم نگرد ..
پیدایـم نمے ڪـنی ...
نفـس بـڪش ..
بہ جای مـטּ هم اگر توانستـے مـہربانـے ڪטּ
و بعد از مـטּ ..
شب ها بہ ستاره ام لبخنـد بـزטּ
و ماه ڪـہ ڪامـل شد ،
از جانب مـטּ آرزویـے ڪטּ
خـودت هم منّت بر سرم بگـذار
و فرامـوش ڪטּ ڪـہ زمـانـے بـوده ام
خـودم نیـز ،
چـنیـטּ حل شده ام ،
مثل یڪـ معمّا ..
با ایـטּ همہ فـراموشم نڪטּ
وقتے در بـرِ معشوقہ ات نشستہ اے
و بہ ماه نگاه مـے ڪنـے ..
●•• بـــے فــَـرב ا .. ●••
♥ نگار ♥
مهم نیست چقدر گفتیم و شنیدیم
مهم نیست چقدر خواستیم و عشق ورزیدیم
چقدر ماندیم و جنگیدیم
تنها مانده ام...!
بی دست و خواهشی...
برگرفته از فانوس نامه_یاسی
♥ نگار ♥
هیچ چیز در این جهان چون آب، نرم و انعطاف پذیر نیست
با اینحال برای حل كردن آنچه سخت است چیز دیگری یارای مقابله با آب را ندارد
نرمی بر سختی غلبه میكند و لطافت بر خشونت
همه این را میدانند ولی كمتر كسی به آن عمل میكند
انسان،نرم و لطیف زاده میشود و به هنگام مرگ خشك و سخت میشود
گیاهان هنگامی كه سر از خاك بیرون می آورند نرم و انعطاف پذیرند
و به هنگام مرگ خشك و شكننده
پس هر كه سخت و خشك است،مرگش نزدیك شده
و هر كه نرم و انعطاف پذیر،سرشار از زندگی است
آرام زندگی كن...
{كتاب: «تائو ت ِ چنگ» نوشته: لائوتسه}
♥ نگار ♥
دوبآره آمده ای...
اینبآر شیرین تر از قبل دروغ میبآفی...
زیرکآنه تر لبخند میزنی و دلبرآنه تر نآز میکنی...
ام___________ا...
نآزنین!!!
بعد از رفتنت دلم مرد...
مدتهآست که دیگر مغزم تصمیم می گیرد نه دلم!!!
پس لوند و دلبرآنه که هیچ!!!
عآشقآنه و صادقآنه هم که بیآیی...
من دیگر نیستم...
♥ نگار ♥
گلی گم کرده ام در باغ هستی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خودتو لوس نکن بابا تو نیستی.(^_^)
♥ نگار ♥
به ســــــــلامتیِ اونی که تو عصبانیت خواست آرومم کنه ...
هر چی از دهنــم در اومد بهش گفتم .
آخــــرش گفــت :
بهتری ؟
♥ نگار ♥
مــیترســم چــَند ســال دیــگه کــه در ایــن چیپــس هــا رو وا میکنــیم، فقــط بــوش بیــاد و دیگر هیـــچ...! D: