چقدر دلم می خواست با غرور به همه بگم دیدید عشق ما واقعیه ؟! دیدید اون پام م وایستاده و تنهام نمیذاره؟! اون هیچوقت منو به کسی نمیفروشه!! اگه من نباشم اونم نیست........................................................
دارم هذیون میگم.....
از اون روزی که تو رو تو خیابون دست تو دست یه دختر دیگه دیدم، مدام دارم هذیون میگم. من که شکستم اما ببینیم تو به کجا میرسی تهش ؟!؟
سرگرمی ام شده گرفتنِ فال حافظ و من خسته از جواب های تکراری : “غم تمام می شود” “غصه نخور” “مشکلات حل می شود ” و … دلم می گیرد ، چرا حافظ نمی داند بی او هیچ چیز تمامی ندارد جز این زندگی ؟!
ای رویای رنگین/که خواب از سرم ربودی/و لحظه هایم را به اتش کشاندی/ای که دلم را/به تبسمی فریفتی/تنم به اسارت و هستی ام به یغما بردی/برای تو مینویسم/چشم هایت را باز کن/وعشق را درحجره شکسته زندگی/کاش میدانستی/تنها برای تو مینویسم/و دستان لرزان قلم/فقط برای توو/سینه ی دفتری را میشکافد/کاش میدانستی