♥ نگار ♥
دوبآره آمده ای...
اینبآر شیرین تر از قبل دروغ میبآفی...
زیرکآنه تر لبخند میزنی و دلبرآنه تر نآز میکنی...
ام___________ا...
نآزنین!!!
بعد از رفتنت دلم مرد...
مدتهآست که دیگر مغزم تصمیم می گیرد نه دلم!!!
پس لوند و دلبرآنه که هیچ!!!
عآشقآنه و صادقآنه هم که بیآیی...
من دیگر نیستم...
♥ نگار ♥
میدونستـــید تو یه بهم زدن ایرانی کلی بای ردو بدل میشه؟
مثال: دیگه نمیخوام ببینمت شناختمت بای
باشه هرطور راحتی بای
هر طور راحتم؟ برو با دخترای دورت نامرد بای
اره لیاقتت همینه بای
دیگه اس نده بای
باشه بای
ای بایو زهره مار ای بایو مرگ
♥ نگار ♥
سلام ای تنها بهونه ، واسهء نفس کشیدن
هنوزم پَر میکشه دل ، واسهء به تو رسیدن
واسهء جواب نامت ، می دونم که خیلی دیره
بذار به حساب غربت ، نکنه دلت بگیره
عزیزم بگو ببینم ، که چه رنگه روزگارت
خیلی دوست دارم تو مهتاب ، بشینم یه شب کنارت
سَرتو با مهربونی ، بذاری به روی شونم
تو فقط واسم دعا کن ، آخه … دنبال بهونم
حالمو اگه بپرسی ، خوبه … تعریفی نداره
چون بلا تکلیفه عاشق ، آخه تکلیفی نداره
نکنه ازم برَنجی ، تشنه ام … تشنهء بارون
♥ نگار ♥
من تو رو می خوام، اونا رو نمی خوام
نفسم تویی، هوا رو نمی خوام
شعرای ساده و تازه نمی خوام
اونکه می گه اهل سازه نمی خوام
من دلم می خواد، تو رو داشته باشم
واسه ی این کارم اجازه نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
سفر دور جهانو نمی خوام
رنگای رنگین کمانو نمی خوام
لحظه و ساعت عمر من تویی
تو که نیستی من زمانو نمی خوام
من تو رو می خوام، اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
♥ نگار ♥
چقدر تلخ شده ای ، این روزها قندهایت را در دل چه کسی آب میکنی ؟