و از مردم به تنهایی پناه می برم!
راست می گفتی نیما!
عابرین ای عابرین بگذرید از راه من بی هیچ گونه فکر دشمن می رسد می کوبدم بر در خواهدم پرسید نام و هر نشان دیگر وای بر من به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را تا کشم از سینه ی پر درد خود بیرون تیرهای زهر را دلخون وای بر من
تو بمان در شهرت
... .


1393/02/10 - 20:25