Mohammad Mahdi
توی آسانسوربودم یه دختری هم سوارشد اول ساکت بود بعدگفت:چطوری؟ گفتم:الحمدلله یه نگاهی به من کرد،هندزفریشو جابجا کرد! معلوم شدداره باتلفن حرف می زنه! هیچی دیگه منم تسبیحم رو از تو جیبم درآوردم ادامه دادم: الحمدلله الحمدلله الحمدلله الحمدلله ...
AmirAli
وقتي ناله هاي خرد شدنت زير پاي باران نواي دل انگيزي شد چه فرقي مي كند برگ سبز كدام درختي...؟
AmirAli
بچه: بابا من کی آنقدر بزرگ میشم که هر کاری دلم خواست بکنم؟
بابا: پسرم، تا حالا کسی اینقدر بزرگ نشده!
sahar
جای خالیت را نه کتاب پر می کند ، نه قهوه ، نه حتی سیگار … من دلم آیفون ۵ میخواهد !!!