یافتن پست: #دل

محمد
محمد
گفتم: در دلم امید نیست، گفت: هرگز از رحمتم نا امید نباش(زمر 53)
گفتم: احساس تنهایی می کنم، گفت: از رگ گردن به تو نزدیکترم(قاف 16)
گفتم: فکر می کنم مرا از یاد برده ای، گفت: مرا یاد کن تا یادت کنم(بقره 152)
گفتم: در دلم شادی نیست، گفت: باید به فضل و رحمتم شادمان شوی(یونس 58)
گفتم: تا کی باید صبر کنم؟ گفت: همانا یاری ام نزدیک است(بقره 214)
و چه کسی از او راستگوتر(نسا 87)
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 20:57
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 20:07
+4
محمد
محمد

فقط کسانی که زیاد #گریه کرده اند می توانند اَرزش ِ #زیبایی-هایِ-زندگی را درک کنند ، و از تهِ دل #بخندند.. گریه کردن #آسان است ، اما #خندیدن سخت !... این #حقیقت را خیلی زود می فهمی ...!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 20:05
+3
محمد
محمد

فقط باش.
همین که هستی کافیست..!
دور ازمن....
بدون من.!چه فرقی میکند؟...
گل میخری!...خوب است!!!!
برای من نیست؟
نباشد.....
همین که رختمان زیر یک آفتاب خشک میشود کافیست....!
دلخوشم به این حماقت شیرین..... :(فقط باش.
همین که هستی کافیست..!
دور ازمن....
بدون من.!چه فرقی میکند؟...
گل میخری!...خوب است!!!!
برای من نیست؟
نباشد.....
همین که رختمان زیر یک آفتاب خشک میشود کافیست....!
دلخوشم به این حماقت شیرین..... :(
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 19:53
+3
محمد
محمد
کویــــر… سـرگذشت دریاییست که به آفتـاب دل بسته بود…
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 19:36
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

خدایا دیگه نه اونو می خوام نه عشقشو

دلمو از عشق آسمانی خودت پر کن

روی دلم بنویس عشق زمینی ممنوع

وقتی تو کنارم باشی

دیگه هیچ کسی جرات نداره حتی حوالی دلم قدم بزنه ...!

دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 19:29
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

گاهــی آدمـ دلــــشـــ مـیــخواهــد


کـفـــش هـاشـ را دربـیـــاورد


یــواشکیـ نوکـــ پـــا , نـوکــ پــا


از خـودشــ دور شــود


دور دور دور ........

دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 19:09
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دلم زیادى روشن بود …
سوخت !
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 14:15
+5
zohre
zohre

گـــريه نميکنم ، نه ايــــنکه سنگم ؛ گـــريه غــرورمـو بــــهــم مـيـزنـه مـــرد براي هضم دلـــتـنـگيـاش گـــريه نمـيکنه ، قــــدم مـيـزنه ...

دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 13:16
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
پرسید... به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است.
دیدگاه  •   •   •  1392/09/4 - 11:37
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ