از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند
ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛
پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند
از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند
ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛
پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند
پرنده ای که بال وپرش ریخته باشد! مظلومیت خاصی دارد!
باز گذاشتن در قفسش تو هینی است به او!
در قفس را ببند تا زندان دلیل زمینگیر شدنش باشد!
نه پرو بال ریخته اش...
نیا نیا گل نرگس،جهان که جای تو نیست
دو صد ترانه به لب ها،یکی برای تو نیست
نیا نیا،گل نرگس که در زلال دلی هزار آینه
نقش و یکی زخال تو نیست
نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا
هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست
نبینم چشم هایت را اسیر درد ها ای یار غمت را روی دوش خسته ام ای نازنین بگذار بیا ای نازنین...
اکنون...داغ دریا را به دل دارم بدون یاد تو بیزارم از هر کوچه بازارم... کجایی آسمانم؟؟؟؟؟؟؟
بال های سبزمان گم شد... میان کوچه هایی که پر است از سنگ از دیوار......
بیا خورشید... کم کن فصل های سرد و ساکت را بیا اندوه شب را از نگاه خسته ام بردار
زندگی دفتری است از خاطره ها یک نفر در شب کام یک نفر در دل خاک یک نفر همدم خوشبختی هاست
یک نفر همسفر سختی هاست چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد
ما همه همسفریم
من دلم میخواهد خانهای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش دوست هایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو هرکسی میخواهد وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن یک دل بیرنگ و ریاست بر درش برگ گلی میکوبم
روی آن با قلم سبز بهار مینویسم
ای یار خانهی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دگر خانه دوست کجاست؟