یافتن پست: #دل

saman
saman


دل چه خورده‌ست عجب دوش که من مخمورم





یا نمکدان کی دیده‌ست که من در شورم







هر چه امروز بریزم شکنم تاوان نیست




هر چه امروز بگویم بکنم معذورم







بوی جان هر نفسی از لب من می آید




تا شکایت نکند جان که ز جانان دورم







گر نهی  لب  بر لب من مست شوی




آزمون کن که نه کمتر ز می انگورم







ساقیا آب درانداز مرا تا گردن




زانک اندیشه چو زنبور بود من عورم







شب گه خواب از این خرقه برون می آیم




صبح بیدار شوم باز در او محشورم







هین که دجال بیامد بگشا راه مسیح




هین که شد روز قیامت بزن آن ناقورم







گر به هوش است خرد رو جگرش را خون کن




ور نه پاره‌ست دلم پاره کن از ساطورم







باده آمد که مرا بیهده بر باد دهد




ساقی آمد به خرابی تن معمورم







روز و شب حامل می گشته که گویی قدحم




بی‌کمر چست میان بسته که گویی مورم







سوی خم آمده ساغر که بکن تیمارم




خم سر خویش گرفته‌ست که من رنجورم







ما همه پرده دریده طلب می رفته




می نشسته به بن خم که چه من مستورم







تو که مست عنبی دور شو از مجلس ما




که دلت را ز جهان سرد کند کافورم







چون تنم را بخورد خاک لحد چون جرعه




بر سر چرخ جهد جان که نه جسمم نورم







نیم آن شاه که از تخت به تابوت روم




خالدین ابدا شد رقم منشورم







اگر آمیخته‌ام هم ز فرح ممزوجم




وگر آویخته‌ام هم رسن منصورم







جام فرعون نگیرم که دهان گنده کند




جان موسی است روان در تن همچون طورم







هله خاموش که سرمست خموش اولیتر




من فغان را چه کنم نی ز لبش مهجورم







شمس تبریز که مشهورتر از خورشید است





من که همسایه شمسم چو قمر مشهورم



دیدگاه  •   •   •  1392/05/23 - 12:41
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

این قاعده بازی است

اگر دست دلتان رو شد که دوستش داری

باختنت حتمی است

مراقب آخرین جمله ی آخرین دیدار باشید !
دردش زیاد است ...


دیدگاه  •   •   •  1392/05/23 - 12:38
+2
saman
saman

دل من كوره ي سوزان عشق است


دلم سوگند پاكش جان عشق است


دلم اين عاشق شوريده‌ي مست


نمك پرورده‌ي دامان عشق است


دريغا چشم بينايي ندارم


ببين جز جان رسوايي ندارم


اگر رد مي كني رد كن ولي من


بجز در گاه تو جايي ندارم


بجز در گاه تو جايي ندارم


پريشان خاطرم مست تويوم مو


قسم برغم كه پا بست تويوم مو


اگر شوريده حال و بي قرارم


نمك پرورده‌ي دست تويوم مو


نمك پرورده‌ي دست تويوم مو

خداوندا دلي دارم اتش سوز


كه نه در شب بود تابش نه در روز


ز بعد مردنم اي آتش عشق


كنار گور من شمعي بيافروز


ز بعد مردنم اي آتش عشق


كنار گور من شمعي بيافروز


شب از نيمه گذشت و ديده باز است


چرا امشب شبم دور و دراز است


وضو كن با سرشك چشمم اي دل


كه امشب فرصت راز و نياز است


كه امشب فرصت راز و نياز است


دیدگاه  •   •   •  1392/05/23 - 12:36
+3
saman
saman

با یادت سرمستم ای نگاه آسمانی


یادم کن تا هستم ای امید زندگانی


تا به هر ترانه می‌کشد زبانه شور عاشقانه من


حال دل می‌گویم با زبان بی زبانی


هر لبخندت با من گوید دل مده به دست غم در این عالم


بنشین با عشق تا گل روید زین شب خزانی


تا که از نگاه تو نور شادی می‌بارد


دل ز مهربانیت شور و شادی‌ها دارد


با تو خزان من بهاران با تو شبم ستاره باران از نورافشانی


چه بخواهی چه نخواهی دل عاشق ره تو پوید به هر نشانی


دل و جان سرمست از شوق نگاه تو همه جا حیرانم دیده به راه تو


که بدین روح افزایی زیبایی رویایی چون بهشت جاودانی


چه شود گر بازآیی چون نفس باد سحر می رسدم جان دگر


دیده کشد سوی تو پر همسفرم شو که می‌توانی


پر و بالم را با دیدارت کی بگشایی؟


تب و تابم را با لبخندت کی بنشانی؟


با یادت سرمستم ای نگاه آسمانی


یادم کن تا هستم ای امید زندگانی

دیدگاه  •   •   •  1392/05/23 - 12:32
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

گاه گاهي به يادت غزلي مي خوانمتا نگويي که دلم غافل از آن عهد و وفاستخوب رويان همه گر بادل من خوب شوندخوبِ من، با همه خوبان, حساب توجداست!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/23 - 12:06
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

پرستو ها چرا پرواز کردید جدایی را شما آغاز کردید خوشا آنانکه دلداری ندارند به عشقو عاشقی کاری ندارند خداحافظ برای تو رهایی برای من فقط درد جدایی خداحافظ برای تو چه آسان ولی قلبم ز واژه اش چه سوزان

دیدگاه  •   •   •  1392/05/23 - 12:04
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


رسم این شهر عجیب است ، بیا برگردیم قصد این قوم فریب است ، بیا برگردیم آن که یک روز دل به نگاهش دادیم خنده اش سرد و غریب است بیا برگردیم عشق بازیچه شهر است ولی در ده ما دختر عشق نجیب است بیا برگردیم


دیدگاه  •   •   •  1392/05/23 - 00:09
+5
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
ﺍﯾﻦ ﺩﻟﻨﻮﺷﺖ ﻫﺎ …
ﻧﻪ .. ﻧﻪ … ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ !!
ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺩﻧﻮﺷﺖ ﻫﺎ .. ﻧﻪ ﺩﻝ ﻧﺸﯿﻦ ﺍﻧﺪ ﻧﻪ ﺯﯾﺒﺎ… ﺍ
ﯾﻨﻬﺎ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻣﺸﺖ ﺣﺮﻑ ﺯﺧﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﯼ ﺑﻐﺾ ﺩﺍﺭﻧﺪ…
که ﻧﺸﺎﻧﯽ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ…
ﺍﺯ ﯾﮏ ﻋﺸﻖ ﻧﺎﮐﺎﻡ ﺩﺍﺭﻧﺪ …
ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺨﺎﻃﺒﺶ… ” ﻏﺎﯾﺐ ” ﺍﺳﺖ …!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/23 - 00:04
+6
be to che???!!
be to che???!!
اصلا زن ساخته شده واسه ناز كردن

گير دادن


غر زدن


حسادت كردن


دوس داشته شدن


اصن دلش ميخواد...


مشكل داري نيا طرفش...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/22 - 23:43
+6
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/22 - 23:38
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ