یافتن پست: #دل

alireza
alireza
باتوام، باتو، خدا

یک کمی معجزه کن
چند تا دوست برایم بفرست
پاکتی از کلمه جعبه ای از لبخند نامه ای هم بفرست...
کوچه های دل من باز خلوت شده است
قبل از اینکه برسم دوستی را بردن یک نفر گفت به من:
باز دیر آمده ای دوست قسمت شده است.

باتوام، باتو، خدا
یک دل قلابی یک دل خیلی بد چقدر می ارزد؟
من که هرجارفتم جار زدم:
شده این دل حراج بدوید یک دل مجانی قیمتش یک لبخند
به همین ارزانی...
هیچ وقت اما هیچ کس قلب مرا قرض نکرد هیچ کس دل نخرید...

با توام، باتو، خدا

پس بیا،این دل من ،مال خودت
من که دیگر رفتم اما ببر این دل را
دنبال خودت..
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:20
+10
saman
saman
در CARLO
حالا همه چیزعوض شده است

دخترک کبریت فروش بوتیک زده

سیندرلا کفش بیست سانتی به پا می کند

هایدی از ارایشگاه وقت می گیرد

کوزت دختر فراری شده

حنا در مزرعه ادای وینکس رادر می اورد

انشرلی موهایش را شرابی می کند

الیس دکلره می کند دلش می خواهد باربی شود

بانوتناردیه رفته بینی اش را عمل کند

اهای ژان والژان کجایی ؟

نان و پنیر دیروزمان را چیز برگر کردند!

این شعر مال دوست خوبم یاشار هستش
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:18
+6
saman
saman
در CARLO
نه دیگر بغض در این گلو مانده ...

نه اشکی بر دل ...

نه غباری بر لب ...

بال هم نباشد ، می پرم تا آنجایی که ماه مرا می خواند ...

نمی دانم شاد یا غمگین ...

نه بادی می وزد اینجا ... نه باران می شناسم دیگر ...

برگ ها هم خشکشان زده از این سکوت طولانی ...

احساسم بی احساس شده است انگار ...

نبض ندارند رگهایم ...

نکند مرگ اینجا باشد امشب ؟!؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:11
+6
saman
saman
در CARLO
به سلامتی دلم ...

که برای کسی دل تنگ شده...

که حتی ...

روحش هم از این دلتنگیم ...

خبـــــــــــــر نداره....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 17:05
+9
saman
saman
در CARLO
تو خیانت میکنی و میبینم چیزی نمیگم

با اون صحبت میکنی و میبینم چیزی نمیگم

داری عادت میکنی تو به صدای خنده هاش

باز وقاحت میکنی تو اما من چیزی نمیگم

تو شکایت میکنی که چرا از سرم زیادی؟

من نجابت میکنم باز گوش میدم چیزی نمیگم

میشکنی حرمت عشقو با شکستن دل من

میری از خونه ی رویام اما باز چیزی نمیگم

واسه اون مثل چراغ میشی جلو چشمای تارم

تو خودم میشکنم اروم اما باز چیزی نمیگم

نمیگم چون عشقم بارونی نشه

حرمت عشق به پای چشم تو قربونی نشه

نمیگم چون عاقبت یه روز میای پشیمونی

میاد اون روز که تو هم معنی عشقو بدونی

غم چشمام میگه اون روز چیزایی رو که نگفت

شایدم خوندی از چشمام حرفی که لبام نگفت

داستانای خودم
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/17 - 16:40]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 16:39
+8
saman
saman
در CARLO
دعا کن دعام بگیره اگه حتی خیلی دیره
برای از تو گذشتن دل من دیگه اسیره

دعا کن دعام بگیره تو نری و بی وفا شی

دعا کن دعام بگیره نری و از من جدا شی

این تموم ماجرا نیست بی تو این لحظه ها خالیست

دعا کن دعام بگیره عشق من که ادعا نیست

بیا و به این شکسته بی ترحم باز تو رو کن

بیا با ناز قدمهات دلمو تو زیرو رو کن

عزیزم به جون چشمات عشق تو کرده اسیرم

بیا تا با چشم مستت کمی ارامش بگیرم

تموم خاطرت این شد یه دعا یه دنیا غصه

دلی که به انتظارت عمری منتظر نشسته{-47-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 16:26
+8
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دخـتـر: دوســت دخــتـــر جــدیــدت خــوشــکــلــه؟

(تـو دلـش: آیـا واقــعــا از مـن خـوشـکـل تـره)

پـسـر: آره خـوشـکـلـه
...
(تـو دلــش: امـا تـو هـنـوز زیــبـاتـریــن دخـتـری هــسـتـی کـه مـن مـیـشـنـاسـم)

دخـتـر: شـنــیــدم دخــتــر شـوخ طــبــع و جــالـبـیـه

(درســت اون چـیـزی کـه مـن نبـودم)

پــسـر: آره هـمـیـنـطـوره

(ولــی در مـقـایـسـه بـاتـو اون هـیـچـی نـیـسـت)

دخــتــر: خــب پــس امــیــدوارم شــمــا دوتــا بــاهــم بــمــونــید

(کــاش مــادوتــا بــاهــم مــی مـونـدیــم)

پــســر: مــنـم بــرات آرزوی خــوشــبــخـتــی دارم

(چــرا ایـن پـایـان رابــطــه مــاشــد؟)

دخــتــر:خــب.......مــن دیــگــه بــایــد بــرم

(قــبــل از ایـنـکـه گــریــه ام بـگـیـره)

پــســر: آره مــنــم هــمــیـنـطـور

( امـیـدوارم گــریــه نــکـنـی)

دخــتــر: خــداحــافــظ...

(هــنـوز دوسـت دارم ودلــم بــرات تـنـگ مـیـشـه)

پــسـر: بــاشـه خــداحـافـظ

(بـخـدا کــه هـیـچـوقـت عـشـقـت از قـلـبـم بـیـرون نـمـیـره......هـــرگـــز)

کـــاش مــا آدمــاحــرف دلــمــون را مــیــزدیــم
.
مــیدونی ک
6 دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 16:05
+7
saman
saman
در CARLO
کسي هست آغوشش را،

شانه هايش را

به من قرض بدهد !

تا يک دل سير گريه کنم؟!

بدون هيچ حرف و سوال و جواب و دلداري و نصيحتي ؟

وقتي به پايان "من و تو" انديشيدي

باورت نبود که پايان من و تو فقط پايان "ما" نيست

آغاز دنيايي است بي "ما"

و دنيا بدون "ما "

پر است از هزاران "من و تو" ي تنها!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 16:00
+7
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
مدت هاست دلم احساس سنگینی می کند...

مدت هاست یاد گرفته ام گریه نکنم ...

مدت هاست دلم نتوانسته خودش رو سبک کنه ...

مدت هاست دیگر در عمق قلبم کسی لانه ندارد ...

مدت هاست تمام باورم این است که هرچه بود تمام شد، چه خوب چه بد

نسیمی بود که وزید و رفت ...

مدت هاست دل تنگ بارانم ...

مدت هاست عاشقی را از یاد برده ام ...

مدت هاست یاد گرفته ام بگویم، بنویسم خوبم تا بقیه بشنوند و بخوانند

و باور کنند که خوبم ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 15:58
+8
saman
saman
در CARLO
چرا واسه تجربه هات زندگیمو به باد دادی
چرا همه سادگیمو قیمت خنده هات دادی

مگه تموم زندگی به قیمت خستگیهاست

نگو هر کی که عاشقه پابند دلبستگیهاست

این رسم روزگار نبود دل میکنم به راحتی

عشقم باشه بازیچه ی شما دلای پاپتی

اما یه روز تو هم میشی بازیچه ی یه حیله گر

دیر و زودش دست خداست تو هم میشی یه بازیگر

اون روز منو یادت میاد.یادت میاد گریه هامو

اون روز یادت میاد منو خستگیمو ضجه هامو

یادت میاد عشق منو تموم دلواپسیمو

یادت میاد بهای این سادگی و بی کسیمو
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 15:44
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ