ronak
عشق چیز عجیبی نیست ، عزیز دلم ! همین است که تو دلت بگیرد و من نفسم
siavash
به سلامتي خودم كه كسي منو ادد نميكنه چون پسرم!!!
به سلامتي خودم كه حتي حتي حتي دوستاي نزديكم منو لايك نميكنن چون پسرم!!!
به سلامتي خودم كه تا حالا زير هيچ كدوم از عكسام ننوشته سو نايس چون پسرم!!!
به سلامتي همه كه به دليل اينكه پسرن زير هيچ مطلبي و عكسي كه ردي از پسرا باشه لايك نميكنن و نظر نميدن!!!
siavash
تو کجایی سهراب ؟
تو کجایی سهراب ؟
آب را گل کردند
چشم ها را بستند و چه با دل کردند ...
وای سهراب کجایی آخر ؟ ...
زخم ها بر دل عاشق کردند
خون به چشمان شقایق کردند ...
تو کجایی سهراب ؟
که همین نزدیکی عشق را دار زدند ،
همه جا سایه ی دیوار زدند ...
ای سهراب کجایی که ببينی حالا دل خوش مثقالی است! ....
دل خوش سيری چند ؟
صبـــــــــــــــــر کن سهـــــــــــــــراب...!
قایقت جـــــــــــــــا دارد ؟؟!؟
سیاهه ای از آسمان
ذهن را درگیر با عشقی خیالی کردو رفت
جمله های واضح دل را سوالی کرد ورفت
چون رمیدنهای آهو، ناز کردنهای او
دشت چشمان مرا حالی به حالی کردو رفت
کهنه ای بودم برای اشکهای این وآن
هرکسی ما را به نوعی دستمالی کردورفت!
ابر هم در بارشش قصد فداکاری نداشت
عقده در دل داشت؛روی خاک خالی کردورفت
آرزویم با تو بودن بود،کوشیدم،ولی
واقعیت را به من تقدیرحالی کردورفت
ronak
دلم یک اتفاق می خواهد!
یک تلفن نا آشنا
با بی میلی تمام جواب دهم
و
صدای تو
ronak
دلـــــــــــــــتنگی یعنی ؛صـدای ِ لولای ِ روغن نخورده ی ِ دری کـــــه
اشــک آلـــود میکند چشــمانت را