یافتن پست: #دل

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
یه دوست دخترم نداریم که...............
8 دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 22:05
+5
parnian
parnian
خدایا تو که می‌تونی از دل کوه شتر در بیاری، از دل این مانیتور من یه آیفون5 در بیار الهم صلی علی محمد و آل محمد فووووووت فووووووت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 22:01
+6
parham
parham
کاربردهای مختلف " مُردن " در فرهنگ ما !!
برو بمیر : برو گمشو !
بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !
می میرم برایت : عاشقتم !
می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟
... مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 21:36
+6
امید
امید
دلم نمی گیرد از حنجره ی زنی که
کلمات را شبیه حنجره ی مادرم ادا می کند !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 20:46
+8
امید
امید
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است.
بر قبر من
پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم
وصیت حسین پناهی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 20:42
+4
امید
امید
چه مهمانان بي دردسري هستند مردگان
نه به دستي ظرفي را چرك مي كنند
نه به حرفي دلي را آلوده
تنها به شمعي قانعند
و اندكي سكوت
“حسین پناهی”
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 20:39
+6
mah3a
mah3a
خودت خواستی که من مجبور باشم
برم جایی که از تو دور باشم
تو پای منو از قلبت ب[!]
خودت خواستی که من اینجور باشم
خودت خواستی که احساسم بشه سرد
خودت خواستی کاریم نمیشه کرد
می دیدم دارم از چشمات میفتم
مدارا کردم و چیزی نگفتم
برام بودن تو بازی نبود و
به این بازی دلم راضی نبود و
از اول آخرش رو می دونستم
تو تونستی ولی من نتونستم
برات بودن من کافی نبود و
حقیقت این که می بافی نبود و
دارم دق می کنم از درد دوریت
میخام مثل تو شم اما چه جوری
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 20:36
+5
ali rad
ali rad
آری تو راست می گویی آسمان مال من است

پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین ، مال من است

اما سهراب تو قضاوت کن

بر دل سنگ زمین جای من است!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 20:34
+3
mah3a
mah3a
هر بار که می خواهم به سمـتـت بیایم یادم می افتد
”دلـتـنـگی”
هرگز بهانه خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست….!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 20:26
+3
ali rad
ali rad
براي كسي كه رفتني است راه باز كنيد...

ايستادن و منتظر ماندن

ابلهانه ترين كار دل است.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 20:16
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ