عسل ایرانی
اشک از دوریست
سکوت از تنهایی
لبخند از مهربانی
پیام دادن از دلتنگی
امیرحسین
وزگارا که چنین سخت به من میگیری.با خبر باش که پژمردن من آسان نیست. گرچه
دلگیرتر از دیروزم. گرچه فردای غم انگیز مرا میخواند. لیک باور دارم
دلخوشیهام کم نیست. زندگی باید کرد...
عسل ایرانی
میان ماندن و نماندن
فاصله تنها یك حرف ساده بود
از قول من
به باران بی امان بگو :
دل اگر دل باشد ،
آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد
kiss
ما نه آنیم که در بازی تکراری این چرخ فلک / هر که از دیده مان رفت زخاطر ببریم / یا که چون فصل خزان آمد و گل رفت به خواب /دل به عشق دگری داده زآنجا بپریم /وسعت دیده ی ما خاک قدمهای تو بود /خاک زیر قدمت را به دو دنیا بخریم
عسل ایرانی
گفتمش: دل میخری؟! پرسید چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی خاک افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود
sasan pool
به یاد برنامه گلپا و هایده.
اسیر بلا را/ندیده ای ای دل
تو مرد خدا را/چه دیده ای دل
رهای رها/زچون و چرا
زداده حق /همیشه رضا
نه می مونده نه مستی/شب ها ماتم گرفته
مثل اینکه که ساقی /برام ماتم گرفته
حالا با نو هایده
هر شب من و دل تا سحر/در گوشه ای با یک دگر افسانه ها
حالا استاد گلپا
رهای رها/زچون و چرا
زداده حق /همیشه رضا