هانیه:دی
شیــــرین بهانه بود ! فرهـــاد تیشه میزد تا نشنود صدای مردمانی که در گوشش میخواندند دوستـــــت ندارد
jalal
من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم
دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم
قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم
عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم
کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم
سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم
من می ترسم پس هستم
این چنین می گذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم
(حسین پناهی)
reza
برای امروز وفردا عهد می بندم
نهایت شادی را به تو هدیه کنم عهد می بندم
نه در صداقت تو شک کنم و نه بی اعتماد
بلکه حیات تو را با رشد وژرفای بیشتری غنا بخشم
عهد می بندم
هرگز تلاش نکنم تا تو را محزون کنم
محبت تو را می پذیرم بی آنکه دغدغه فردا را داشته باشم
چون می دانم
فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
تو را من چشم در راهم
benyamin
دوستی ها کم رنگ
بی کسی ها پیداست
راست گفتی، سهراب!
آدم این جا، تنهاست.
benyamin
بعد از یک ساعت رانندگی رسیدیم دانشگاه رفتیم نهار خوردیم به دوستم میگم پاشو بریم . میگه بریم سر کلاس ؟
پـَـــ نــه پـَـــ هوس نهار دانشگاهو کرده بوذم حالا بیا بریم خونه
ali rad
ازکسانی که از من متنفرند سپاس، آنها مرا قوی تر میکنند.
از کسانی که مرا دوست دارند ممنونم، آنان قلب مرا بزرگتر می کنند.
ازکسانی که مرا ترک میکنند متشکرم، آنان به من می آموزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست.
از کسانی که با من میمانند سپاسگزارم، آنان به من معنای دوست واقعی را نشان می دهند.