یافتن پست: #دوست

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
با دوستام دم مدرسمون قرار گذاشتیم مامانم میگه دوستاتم میان؟ پ نه پ من خودم تنهایی میرم در و دیوار مدرسه رو نگاه میکنم میام پـَـــ نــه پـَـــ
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:37
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به یکی گفتم اونایی که تاریخ تولدشون رو تو پروفایلشون نمیذارن یعنی دوست ندارن بگن؟میگه پـَـــ نــه پـَـــ میخوان تو جاهای خالی رو با کلمات مناسب پر کنی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:30
مهسا
مهسا
تهوع‌ آور‌ترین سوالهای فامیلی...... کودکی: مامانتو بیشتر دوست داری یا باباتو. مدرسه : معدلت چند شد؟.. دانشجویی :درست کی تموم می‌شه؟ ..بعدر از درس : چرا ازدواج نمی‌کنی؟.. بعد از ازدواج : چرا بچه دار نمیشین.. بعد از بچه : این بچه قیافه‌ش به کی رفته؟{-58-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:22
+6
مهسا
مهسا
در یک آشنایی دوستانه ما با هم دست دادیم !! تو فقط دست دادی.. و من.. همه چیز از دست دادم من هر روز تلاش می کنم که در خاطرم بماند، و تو هر روز تلاش می کنی که فراموش کنی،.. چه بلاتکلیفند خاطراتمان!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 23:17
+5
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دوستم میگه شرکت میری کار هم میکنی؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ عاشق چشم و ابروم شدن استخدامم کردن. والا
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 22:52
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
دوستم زنگ زده میگم سرده ها میگه هوا؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ احساس تو نسبت به من
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 22:51
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
جک تعریف کردم دوستم ترکید از خنده گفتم جالب بود؟ گفت پـَـــ نــه پـَـــ یه ساعته دارم به بی مزگیش می خندم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 22:50
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
سرم درد می کنه دوستم میگه قرص نمی خوری چون اعتیاد آوره؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ خود آزاری دارم میخوام خودمو شکنجه کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 22:49
امیرحسین
امیرحسین
اون شبی با دوستم رفته بودم رستوان.... روبروی تخت ما یه دختر پسر نشسته بودن که پسره پشتش به تخت ما بود،معلوم بود با هم دوست هستند،اتفاقی چشمم به چشمه دختره افتاد.... قشنگ معلوم بود پسره عاشقه دخترست،دختره شروع کرد به آمار دادن،سرمو انداختم پایین....دفعه بعدی تحریک شدم با نگاه بازی کردیم. خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم،با نگاهش قبول کرد،بلند شدن ،پسره جلو رفت که حساب کنه دختره به تخته ما رسید دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت براش نوشته بودم . . . . . . . . . .خیـــــــلی پستی همین.....
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 22:27
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
امروز صبح بعد از مدتها تصمیم گرفتم برم ورزش کنم! تیشرت نارنجی‌ مو پوشیدم و زدم بیرون. و حالا توجه شما رو به تیکه‌های ملت غیور ایران خصوصا پسرها گل جلب می‌کنم: نارنگی! کجا میری؟ پرتقال! بدو تا نخوردمت! هویج!مگه خرگوش دنبالت کرده؟ ته‌سیگار! فانتا! رفتگر!برو 9 شب بیا بابا! چی‌توز موتوری! سن ایچ و دیگر هیچ! لینا توپی!!انقدر جون نده بابا! اسمارتیز!بقیه دوستات کجان؟ بچه‌ها! بچه ها! گارفیلد!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 22:19
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ