یافتن پست: #رای

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نقش سرنشین کنار راننده در ایران:
۱- کشیدن بقیه کمربند ایمنی راننده و نگهداشتن آن هنگام مشاهده افسر راهنمایی و رانندگی
۲- نگهداشتن فرمان اتومبیل هنگامی که راننده دستش بند است
۳- دادن شماره تلفن راننده به سرنشینان خودروی بغلی
۴- تعویض دنده هنگامی که راننده در حال مکالمه با تلفناست
۵- تیکه انداختن به عابرین پیاده
۶- جیغ زدن هنگام عبور از داخل تونلها
۷- فحش دادن به دیگر رانندگانبخاطر رانندگی بد آنها.
۸-تشویق راننده برای لایی کشی
۹- فحش و نفرین به راننده موقع عبور از روی دست اندازها
۱۰- ایجاد قوت قلب برای راننده هنگام دعوا
۱۱-خوابیدن با صدای خروپف زیاددر جاده ها
۱۲-زنده ماندن در تصادفات شدید؛ در حالیکه راننده بیچاره تیکه تیکه میشود؛
۱۳-و در نهایت انجام مجلس کفن و دفن راننده!
دیدگاه  •   •   •  1393/02/22 - 20:12
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/02/22 - 17:51
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1393/02/22 - 20:32]
14 دیدگاه  •   •   •  1393/02/22 - 16:50
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
غضنفر دنبال جنازۀ یه آدم ثروتمند راه افتاده بود و به شدت گریه میکرد

یه نفر بهش دلداری داد و گفت : خدا رحمتش کنه ، مرحوم با شما

چه نسبتی داشت ؟؟؟؟

غضنفر : هیچی .... گریۀ منهم برای همینه !!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/02/22 - 16:25
+3
محمد
محمد

این روزها خسته تر از انم که بخواهم گله کنم از ادم هایی که خواسته یا ناخواسته دلم را شکستند…
نه پایی برای رفتن دارم نه دلی برای کندن…
آرام و بی صدا گم میشوم در تمام حرفهایی که نشنیده گرفته شد ، تمام اشکهایی که نادیده گرفته شد و تمام "منی " که از یادها رفت….
دنیایتان ارزانی خودتان …
من دیگر بازی نمی کنم.

دیدگاه  •   •   •  1393/02/22 - 12:54
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سیگار لایت را به موسیقی لایت ترجیح میدهم!

روح من با هیچ نغمه ای لایت نمیشود،

به من عشق تعارف نکنید !!

قبلا صرف شده.....!!!!

به دستانم فندکی،کبریتی،

سنگ آتش زنه ای،

برسانید تا...

برای هضم عشق،

سیگاری آتش کنم ...

(کتیبه بدون مخاطب خاص)
دیدگاه  •   •   •  1393/02/21 - 21:17
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بــه سـلامـتـی لـبـخـنـدی
کــه
بـهـت کــمــک مـی کـنـه
تـا بـرای هـمـه تـوضـیـح نـدی
کــه
چـقـدر داغــونـــی......{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1393/02/21 - 20:40
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﮐﻮﻓﺘﻪ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ...
ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﮐﻮﻓﺘﻪ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺭﻭ ﺩﺭ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ ﯾﺎﺩﺩﺍشت ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ “ﯾﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﺖ ﺑﺮﻭ ﺑﺮﺩﺍﺭ” ، ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﯾﺪﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ “ﺳﺮﺕ ﮐﻼﻩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺍﺻﻠﯽ ﭘﺸﺖ ﻫﻤﻮﻥ ﺑﺮﮔﻪ ﺍﯾﻪ ﮐﻪ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺑﻮﺩ” ، ﺭﻓﺘﻢ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﺩﺭﻭ ﮐﻨﺪﻡ ﭘﺸﺘﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ “ﯾﻪ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺗﻮ ﯾﺨﭽﺎﻟﻪ ﺯﯾﺮ ﻇﺮﻑ ﻣﯿﻮﻩ ﻫﺎ” ، ﻣﻨﻢ ﺣﺮﺻﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﯾﻪ ﻧﯿﻤﺮﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺧﻮﺭﺩﻡ … ﺑﻌﺪ ﻧﺎﻫﺎﺭ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺯﯾﺮ ﻇﺮﻑ ﻣﯿﻮﻩ ﺭﻭ ﺧﻮﻧﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ “ﻣﺎ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺎﻟﻪ ﺍﻣﺎ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍﺕ ﭘﯿﺘﺰﺍ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺗﻮ ﻓﺮ ﺍﻣﺎ ﺍﮔﻪ ﻧﯿﻤﺮﻭ ﺧﻮﺭﺩﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﺮﺧﻮﺭﯼ ﻧﮑﻦ ﺑﺬﺍﺭ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﯿﺨﻮﺭﯾﻢ”... ﺧﺪﺍﻭﮐﯿﻠﯽ ﻣﻦ ﺳﺮمو ﮐﺠﺎ ﺑﮑﻮﺑﻢ …
دیدگاه  •   •   •  1393/02/21 - 20:35
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من و داداشم برنامه ریختیم از این به بعد سر سفره شام و ناهار
از پدر و مادرای مردم تعریف کنیم
قبل اینکه ننه بابامون از بچه‌های مردم تعریف کنن
دیدگاه  •   •   •  1393/02/21 - 20:34
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خبر داری که از ماجرای عشقت



چه رو سفید بیرون آمدند موهایم؟
2 دیدگاه  •   •   •  1393/02/21 - 20:24
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ