یافتن پست: #رای

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آقا پسری که پورش زیر پاتِ و ویلا دوبلکس تو الهیه تهران داری و هرشب سولار و باشگاه میری و مهمونی میگیری و مست و پاتیل با در و دافا میری خزرشهر یا دامون ساحلی کیش عشق و صفا و فکر میکنی خیلی شاخی.... و دختر خانومی که دماغت عملیه و لبات پروتـزه و همه جاتُ جراحی کردی و هزار قلم آرایش میکنی و هر شب میری مهمونی و با اون آقا پسر بالاییه دوست شدی و تو هم فکر میکنی خیلی شاخی....!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جفتتون درست فکر میکنید, دارندگی و برازندگی... والا
امیدوارم زندگی خوبی با هم داشته باشید.. واسه ما هم دعا کنید
دیدگاه  •   •   •  1392/10/8 - 20:38
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
2 دیدگاه  •   •   •  1392/10/8 - 20:23
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه مخاطب خاص هم نداریم ۵دقیقه باهاش حرف بزنیم ۵۵دقیقه مکالمه رایگان بگیریم …
هیچکس مخاطب خاص نیست ، خاک بر سرشون بی لیاقتا
دیدگاه  •   •   •  1392/10/8 - 19:44
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم
آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی ، جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
بگذار لبهایت را بر روی لبانم ، حرفی نمیزنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت
خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است
آرامم ، میدانم اینک کجا هستم ، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را میکشیدم و هر زمان خوابش را میدیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود....
در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه میدانم زمان چگونه میگذرد و نه میدانم در چه حالی ام
تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمیشود
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ، عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه
خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم
دیدگاه  •   •   •  1392/10/8 - 14:57
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
و چــــای ... بهانه عاشقانــــه خوبــــی ستـــــــــــ

بــــرای بــــا تــــــــو نشستن؛

حیــــاط آبــــــــ زده ، تختــــــــ چوبــــی و من و تــــــــــــو ...

چقدر بــــوســــه ... چــــه عصــــری

چه خــــانه خوبی ستــــــــ ...!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 21:57
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
برای اصیل بودن کافی است دروغ نگویی، آغاز اصالت خوب همین است که نخواهی چیزی باشی که نیستی.
4 دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 21:36
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
3 دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 21:30
+2
محمد
محمد
اینجا سرزمین واژه های وارونه است ..
جایی که"گنج" "جنگ "میشود!
"درمان" "نامرد"
"قهقهه" "هقهق"
اما"دزد"همان"دزد"است،"درد"همان"درد"است
و"گرگ"همان"گرگ"است!!!

آری سرزمین واژه های وارونه،سرزمینی است که
"من" "نم"زده است،"یار" "رأی"عوض کرده است،
"راه"گویی"هار"شده،"روز" به"زور"میگذرد،
"آشنا"راجزدر"انشا"نمی بینی
وچه"سرد"است این"درس"زندگی!
اینجاست که "مرگ"برایم"گرم"میشود.........
چراکه"درد"همان"درد"است........
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 20:28
+3
محمد
محمد
مرد اونه که وقتی با اخم نگات میکنه ینی باید شالتو بکشی جلو…
نه پسرای الان که تو قرار اول میگن عزیزم شالتو بردار ببینم موهات چه شکلیه!!!
6 دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 20:23
+5
EHSAN
EHSAN
">بعضی از دخترها موقع آرایش یه جوری لب شون رو پر رنگ میکنن انگار قراره تو امتحان بیاد!!! {-7-}{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 20:17
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ