یافتن پست: #رای

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:56
+2
be to che???!!
be to che???!!

اگر جمعیت مردها منقرض شود چه میشود؟


1. مگه قراره اتفاقی بیافته


2. خارشتر کویر لوت که آفت نداره


3. اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد


4. یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر

7 دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:43
+3
-1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:38
+3
be to che???!!
be to che???!!

دلم برای کودکیم تنگ شده
....


برای روزهایی که باور ساده ای داشتم


همه آدم ها را دوست داشتم
...


مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم


مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود
...


دلم می خواست "ممُل" را پیدا کنم


از نجاری ها که می گذشتم گوشه چشمی به دنبال "وروجک" می گشتم


تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود


دلم برای خدا تنگ شده
...


خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم
...


دلم برای کودکیم تنگ شده
...



شاید یک روز در کوچه بازار فریب دست من ول شد و او رفت...

X
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:23
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مامانم هروقت گوشیش زنگ میخوره به من میگه برو بیارش ...

یه جورایی با Rex احساس همزادپنداری می کنم ...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:20
+4
be to che???!!
be to che???!!
می شود باران ببارد؟

همین امشب!

قول می دهم فقط

قطره های پاکش را بغل کنم!
و بی هیچ اشکی
دستهایش را بگیرم
قول می دهم
فقط بویش را حس کنم!
اصلا اگر ببارد
فقط از پشت پنجره نگاهش می کنم
قول می دهم برایش شعر نگویم
فقط... می شود؟
امشب.... ؟

خدایا

دلم به اندازه تمام روزهای بارانی تنگ است...
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 17:01
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شعر کوردی
ئه وین و ئه سرین وئامانج 
سه هاوره ی نزیکن 
ئه وین ئامانج جوان ده کات 
ئامانج ئه وین قایم ده کات 
ئه سرین ده باریت 
تا ئه وین بمینیت بو ئامانج شیعر بخوینی ...

عشق واشک و آرمان سه دوست نزدیک هم هستند .
عشق آرمان را زیبا می کند 
آرمان عشق را محکم می نماید و اشک هم می بارد تا عشق بماند و برای آرمان شعر بخواند .

بهزاد ساوانا
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 16:56
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

پاییز كه می رسد می دانم فصل زیبای 


نقاشی كردن است در حوضچه اكنون سهراب 

 

پاییز كه می رسد می دانم كوچه های بن بست 

شعر عشق می سرایند برای فریدون های [!] 

 

پاییز كه می رسد می دانم او می رود 

اوكه رفت صدای مرگ می آید به چشم حسین 

 

پاییز واین همه زیبایی كه می رسد

می دانم زمستان در راه است 

كسی سر بر نیارد كرد كه سرما سخت سوزان است 

 

پاییز كه می رسد می شكند گلهای زیبا به چشم برهم زدنی 

گلستان را محكم می فشارد سعدی شیرین سخن 

كه سرما در راه است 

 

پاییزكه می رسد می دانم فصل زیبای جان كندن من می آید 

آخر می گویند آدم های دیوانه در پاییز می میرند .

 

بهزاد ساوانا
دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 16:55
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

تفاوت جواب دادن مامان و بابای من :
مامان کیف منو ندیدی؟
مامان: اینقدر دست و پا چلفتی هستی همیشه وسیله هات گم میشن...شلخته بی انظباط تنبل...یه نگاه به اتاقت بنداز شتر با بارش گم میشه توش...همیشه نامرتب و بی نظم بودی برای همین که به هیچ جا نمیرسی ..الان یه کیف گم میکنی پس فردا چطوری میخوای زن بگیری..واقعا من موندم تو چطور تو اون کثافت دونی زندگی میکنی ...همیشه بوی گند میده
یکمی به خودت بیا..یکمی به فکر اینده ات باش تا کی می خوای علاف باشی ..وسایلات رو یه جای مشخص بزار..مرتب کن این اشغال دونی رو ...تا جمع نکردی اینجا رو حق نداری نه از ناهار نه از شام حرف بزنی.....
حالت دوم:
بابا کیف منو ندیدی؟
بابام : نه.
نتیجه میگیرم همیشه از پدرتون ادرس وسایل های گمشده اتون رو بگیرید
:|

دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 15:15
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
7 دیدگاه  •   •   •  1392/09/28 - 15:06
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ