یافتن پست: #رای

محمد
محمد
ساده لباس بپوش،ساده راه برو
اما در برخورد با دیگران
ساده نباش
زیرا سادگیت را نشانه میگرند برای درهم شکستن غرورت
دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 23:37
+5
محمد
محمد
وقتــــی مــی گویـــم : برایـــم دعــا كــن
یـــعنـــی کـــم آورده ام...
یــعنــــی دیــگـــر کـــاری از دست خـــودم بر نمی آید
برايم دعا كن ....
دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 23:27
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتــــی مــی گویـــم : برایـــم دعــا كــن یـــعنـــی کـــم آورده ام... یــعنــــی دیــگـــر کـــاری از دست خـــودم بر نمی آید برایم دعا كن
دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 22:54
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی دیگه از اون اصطلاحات چرت ولی رایج :"میخوای راستشو بگم بهت؟ " نه والا! مرگ تو اصلا راضی نیستم انقدر مرام بذاری، دروغشو بگو!:|
دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 22:37
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

اون پسرایی که وقتی یه روز نمیبینیشون اعصاب واست نمیمونه !

اون پسرایی که شب پشت تلفن دوتایی خوابتون میبره!

اون پسرایی که باهاشون میری شمال و دیگه دلت نمیخواد برگردی!

... اونایی که بهت زنگ میزنن قـــــــــــــند تو دلت آب میشه!

همونا که صداشون مردونست !

همونایی که وقتی کنارت نشستن بهت sms میدن دوست دارم !

اونایی که بد دهن نیستن وقتی فحش ازت میشنون میگن بی ادب !

اونایی که قربون صدقه می رن دلت ضعف می ره !

همونایی که وقتی از دور می بی[!] قند تو دلشون آب می شه و یه لبخند میاد گوشه لبشون !

نه ....

نسلشون منقرض نشده!

هستــــــــــــن ولی کمن !!!


دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 22:28
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 21:47
+4
xroyal54
xroyal54
ღ گاهی باید سَرت را
ღ به سمت آسمان بگیری و
ღ « خدایت » را برای
ღ تک تک {نفس}هایت شکر کنی...
۰·˙✿شکرت خدا✿˙·
دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 19:23
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 19:20
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 18:52
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥


امروز صبح که از خواب بیدار شدی،نگاهت می کردم؛و امیدوار 


بودم که با من حرف بزنی،حتی برای چند کلمه،نظرم را بپرسی یا 


برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر 


کنی.اما متوجه شدم که خیلی مشغولی،مشغول انتخاب لباسی 


می خواستی بپوشی.وقتی داشتی این طرف و آن طرف می 


دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که 


و به من بگویی:سلام؛اما تو خیلی مشغول بودی.یک بار مجبور 


شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه 


روی یک صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پ[!].خیال کردم 


می خواهی با من صحبت کنی؛اما به طرف تلفن دویدی و در 


عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی. 


روز با صبوری منتظر بودم.با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم 


که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.متوجه شدم قبل از نهار 


هی دور و برت را نگاه می کنی،شاید چون خجالت می کشیدی 


که با من حرف بزنی،سرت را به سوی من خم نکردی. تو به خانه 


رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن 


داری.بعد از انجام دادن چند کار،تلویزیون را روشن کردی.نمی دانم 


تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می 


دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در 


حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش 


لذت می بری...باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی 


که تلویزیون را نگاه می کردی،شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت 


نکردی. موقع خواب...،فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آن


که به اعضای خانواده ات شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی 


و فوراً به خواب رفتی.اشکالی ندارد.احتمالاً متوجه نشدی که من 


در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم،بیش از آنچه تو 


را می کنی.حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با 


دیگران صبور باشی.من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت 


هستم.منتظر یک سر تکان دادن،دعا،فکر،یا گوشه ای از قلبت که 


باشد. خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته 


.خوب،من باز هم منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو...به امید 


شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی. آیا وقت داری که این را 


برای کس دیگری هم بفرستی؟ اگر نه،عیبی ندارد،می فهمم و 



هم دوستت دارم. روز خوبی داشته باشی!




دوست و دوستدارت:خدا

دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 18:38
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ