ﺳﯿﮕﺎﺭ؟؟ ﻧﻪ ﻣﻤﻨﻮﻧـﻢ ...
ﻣﺎﺭﯼ ﺟﻮ ﺁﻧﺎ؟؟ ﻧﻪ ﻣﻤﻨﻮﻧـﻢ ...
ﻣﺴﺎﻓــﺮﺕ؟؟ ﻧﻪ ﻣﻤﻨﻮﻧـﻢ ...
ﺩﯾﺎﺯﭘﺎﻡ؟؟ ﻧﻪ ﻣﻤﻨﻮﻧـﻢ ...
ﻣــﻦ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﻏــﻮﺷﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﯿــﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ!
از خیاطی پرسیدند :زندگی یعنی چه ؟گفت دوختن پارگی های روح و دل با نخ توجهاز ماهیگیری پرسیدند زندگی یعنی چه ؟گفت انداختن قلاب حقیقت جویی در قعراقیانوس علم و داناییاز باغبانی پرسیدند زندگی یعنی چه ؟گفت کاشتن بذر عشق در زمین دل ها زیر نور ایمانازباستان شناسی پرسیدند زندگی یعنی چه :گفت کاویدن جانها برای استخراج گوهرهای دروناز اینه فروش پرسیدند زندگی یعنی چه ؟زدودن غبار از اینه دل با شیشه پاک کن توکلاز میوه فروش پرسیدن زندگی یعنی چه ؟دست چین کردن خوبیها در صندوقچه قلباز معماری پرسیدن زندگی یعنی چه ؟گفت ساختن پلکانهای موفقیت در خانه فکراز گور کنی پرسیدند زندگی یعنی چه ؟حفر گودالهایی برای چالکردن همه چیزهایی کهتاریخ مصرفشان گذشته استاز نقاشی پرسیدند زندگی یعنی چه ؟گفت به تصویر کشیدن زیبییها با بزرگنمایی در نگاه آدمهااز اهنگ ساز پرسیدند :زندگی یعنی چه ؟گفت به تصنیف در اوردن سمفونی عشق در روح و جان آدمها
ماهی را هر وقت از آب بگیری ساعتی دیگر میمیرد.
تازه نیست گرفتن ماهی از دریانطفه ی شروع دوباره است که در کالبد ماهی میمیرد.
کاش پرنده ای از قفس آزاد کنیم. با گرفتن هر ماهی،
پرنده ای در قفس میمیرد. به شوق دریا،
از اتاقم تاساحل راشناکردماما دریا شوقی برای آبهای آزاد نداشت.
بادستان کوچکم،قایق بزرگی ساخته امتا ماهی قرمزهای تنگ بلور،
دریا را خواب نبینند.
اخرش ما نفهمیدیم تو رو بوسی کردن باید دوتا بوس کنیم یا سه تا
لامصب خیلی شرایط سختیه
یهو میخوای سه تا بوس کنی طرفو

1392/05/16 - 00:25هووووووورررررررررررررررررا
1392/05/16 - 13:56