یافتن پست: #رای

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
نامه ای به خدا
یك روز كارمند پستی كه به نامه هایی كه آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می كرد

متوجه نامه‌ای شد كه روی پاكت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای

به خدا ! با خودش فكر كرد بهتر است نامه را باز كرده و بخواند...در نامه این طور

نوشته شده بود :

خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم كه زندگی‌ام با حقوق نا چیز باز نشستگی

می گذرد. دیروز یك نفر كیف مرا كه 100دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود كه

تا پایان ماه باید خرج می كردم. یكشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از

دوستانم را برای شام دعوت كرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم.

هیچ كس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من

هستی به من كمك كن ...

كارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همكارانش نشان

داد. نتیجه این شد كه همه آنها جیب خود را جستجو كردند و هر كدام چند دلاری

روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ...

همه كارمندان اداره پست از اینكه توانسته بودند كار خوبی انجام دهند خوشحال

بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 21:36
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب

دید.عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.

پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: «باید ازت

عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه.»

پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.

پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.

زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم.

نمی خواهم دیر شود!

پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم.

پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد!

حتی مرا هم نمی شناسد!

پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز

صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟

پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 21:29
+4
شاهین
شاهین
مردی پس از ۱۵ سال از زندان فرار میكنه .
او برای پیدا کاردنه پول و اسلحه به یک خانه میره
ولی در اونجا زن و مرد جوانی رو در رختخواب پیدا میكنه .
ابتدا مرد جوان رو به صندلی طناب پیچ میكنه
سپس خانم خوشكله رو به صندلی میبنده و نزدیك میشه و بوسه ای به گردنش میزنه و میره حمام تا دوش بگیره.
مرد جوان به همسرش میگه :
گوش كن عزیزم این مرد از لباسش معلومه كه مدت زیادی رو در زندان بسربرده و حتما اونجا هیچ زنی رو ندیده
من دیدم چطور گردن تو رو ماچ كرد اگه خواست با تو س-ک- س داشته باشه مقاومت نكن
اونو راضی كن با اینكه میدونم برات چندش آوره !
ببین این زندانی خیلی باید خطرناك باشهو اگه عصبانی بشه جفت مون رو میكشه.
قوی باش عزیزم و بدون خیلی دوستت دارم.
همسرش پاسخ میده :
او گردن منو ماچ نكرد!
اون در گوش من گفت كه همجنس گراست و معتقده كه تو خیلی نازی و ازمن پرسید كه وازلین داریم و من گفتم كه در حمام میتونه پیدا كنه .
پس عزیزم قوی باش و بدون من هم خیلی دوستت دارم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 20:53
+3
mah3a
mah3a
همایون شجریان کنسرت سه شنبه شب خود را به اصغر فرهادی تقدیم کرد

سه شنبه شب گذشته، همایون شجریان پیش از آغاز کنسرت گروه «همنوازان حصار» در برکلی آمریکا، ضمن تبریک بابت موفقیت فیلم «جدایی نادر از سیمین» در کسب جایزهٔ اسکار، اجرای خود را به اصغر فرهادی تقدیم کرد.

همایون شجریان که پنجمین اجرای تور کنسرت آمریکا را در کنار همنوازان حصار، به‌روی صحنهٔ Wheeler Hall در برکلی ایالت کالیفرنیا برده بود، صحبت‌های خود را این‌گونه آغاز کرد: «همان‌طور که مستحضر هستید فیلم جدایی نادر از سیمین امشب برندهٔ جایزهٔ بسیار بسیار پرارزش اسکار شد.» که البته تشویق و هیاهوی بی‌امان حاضران در سالن، صحبت‌هایش را قطع کرد و وی را واداشت که با کف زدن، شادمانی جمعیت را همراهی کند.

همایون شجریان در ادامه گفت: «یک بار دیگر نام زیبای ایران بر سر زبان‌ها افتاد... تبریک می‌گوییم خدمت همهٔ ایرانیان عزیز، آقای اصغر فرهادی و همهٔ عوامل فیلمشان. کنسرت امشب را تقدیم می‌کنیم به آقای اصغر فرهادی به‌خاطر این موفقیتشان.»
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 20:47
+7
sasan pool
sasan pool
بوسه یعنی لذت دلدادگی / لذت از شب لذت از دیوانگی
بوسه آغازی برای ما شدن / لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه آتش می زند بر جسم و جان / بوسه یعنی عشق من با من بمان . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 20:33
ali rad
ali rad
من برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارم؛

زیرا درگیر دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارند ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 19:53
+1
☺SAEED☻
☺SAEED☻
۲ تا زن توی اتوبوس برای یک صندلی خالی دعواشون میشه
راننده میگه اونی که مسن تره بشینه روی صندلی
هر ۲ تا زن به هم نگاه کردن و صندلی خالی ماند
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 17:03
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
کوروش کبیر:تحمل شنیدن سه آهنگ برایم دردناک است صدای کودکی از بی مادری,صدای مجرمی از بی گناهی و صدای عاشقی از جدایی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 16:58
+6
ali rad
ali rad
بیا در کوچه باغ شهر احساس / شکست لاله را جدی بگیریم اگر نیلوفری دیدیم زخمی / برای قلب پر دردش بمیریم بیا در کوچه های تنگ غربت / برای هر غریبی سایه باشیم بیا هر شب کنار نور یک شمع / به فکر پیچک همسایه باشیم بیا ما نیز مثل روح باران
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 16:21
+2
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
قبل تر ها،
وقتی هنوز تو نیامده بودی،
عاشقانه های هرکس را که می خواندم
به
سادگی اش می خندیدم
حالا خودم گریه میکنم
و برایت عاشقانه می نویسم...{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 16:14
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ