امید
شعری زیبا از مصدق برای فروغ فروخزاد و جواب زیبا از فروغ
در دیدگاه ببینید...
parnian
کاربردهای مختلف " مُردن " در فرهنگ بیـانی مـا !!
برو بمیر : برو گمشو !
بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !
می میرم برایت : عاشقتم !
می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟
مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟
نمردیم و ... : بالاخره اتفاق افتاد !
مردیم تا ... : صبرمان تمام شد !
مرده : بی حال !
مردنی : نحیف و لاغر !
مُردم : خسته شدم!
من بمیرم ؟ : راست می گی؟
Hossein Behzadi
یه زمانی بود که اگر کسی میخواست با یکی وارد رابطه بشه به طرفش میگفت قول میدی برای همیشه کنارم بمونی؟! الان طرف میگه قول میدی آویزونم نشی و هر وقت دلم خواست گورت رو گم کنی از زندگیم بری بیرون
ebrahim
هیچ زن سعودی به جهنم نخواهد رفت چون که محال است کسی جهنم را برای بار دوم تجربه کند . . .
هــــر کی از عرب های سعودی نفرت داره لایک کنه!
عرب پاره پاره . . . . . . . ..
sasan pool
یکی پرسید اندوه تو از چست؟
سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟
برایش صادقانه من نوشتم
برای آنکه باید باشد و نیست....
poria
تركه با چند تا رشتیه نشسته بودن داشتن جوك میگفتن، رشتیا برای تركا جك میگن، نوبت تركه كه میشه، تا میاد بگه: یه روز رشتیه... همه بهش میگن بشین بابا نمیخواد بگی! دوباره یه دور میزنه میرسه به تركه، باز تا میاد بگه: یه روز یه رشتیه... میپرن وسط حرفش، نمیذارن بگه. بار بعد كه نوبت میرسه به تركه، میگه: یه روز یه تركه داشته میرفته با سر میخوره زمین! همه رشتیا میخندن بعد تركه میگه: ولی وقتی بلندش میكنن میبینن رشتی بوده
poria
چرا خانمها نمی توانند نقشه بخوانند/ .....
برای اینکه فقط ذهن مرد هستش که میتونه تجسم و درک کنه که یک کیلومتر با یک سانتی متر نشون داده شده
شعری زیبا از مصدق برای فروغ فروخزاد و جواب زیبا از فروغ
1390/11/28 - 15:25تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه ی همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پِی من تند دوید
سیب را دست تو دید ,غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز ،سالها هست که در گوش من آرام ،
آرام , خش خش ِ گام تو تکرار کنان ،
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق ِ این پندارم که چرا ،
خانه کوچک ما
سیب نداشت .
و اما پاسخ فروغ فرخزاد به این شعر زیبا:
من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت...!
بسیار زیبا بود
1390/11/28 - 15:30فروغ پر از احساس عاشقانه بوده
میگن مصدق واسه خودش یه دنیایی داشته
1390/11/28 - 15:34ولی باز هم جواب فروغ از مصدق زیبا تر بود
فروغ سرشار از احساس بوده مرسی امید
1390/11/28 - 15:36