یافتن پست: #را

maryam
maryam
این هوا چتر نمیخواهد..............تو را می خواهد......{-38-}
1 دیدگاه  •   •   •  1393/11/22 - 13:49
+6
هادی
هادی
براي تو مي نويسم...

براي تويي كه تنهايي هايم پر از ياد توست

براي تويي كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست

براي تويي كه احساسم از آن وجود توست

برای تو که میدانی زیبا ترین هدیه تولدم هستی

براي تويي كه تمام هستي ام در عشق تو غرق شد

براي تويي كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است

براي تويي كه مرا مجذوب قلب و احساس پاك خود كردي

براي تويي كه وجودم را محو وجود خود كردي

براي تويي كه هر لحظه دوري ات برايم مثل يک قرن است

براي تويي كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است...
دیدگاه  •   •   •  1393/11/6 - 14:13
+4
هادی
هادی
دیدگاه  •   •   •  1393/11/3 - 20:45
+5
majid
majid
برای رسیدن
هرگز دیر نیست
بلکه زمانی که رسیدی
شروعی دوباره را در مسیری جدید تجربه خواهی کرد
و آن زمان در مییابی که رسیدن هدف نبود بلکه شروع دوباره تو را به هدف خواهد رساند.
و در پی هر شروع
شروعی دیگر
پس شروع کن


(بابا حکیم)
دیدگاه  •   •   •  1393/11/2 - 09:54
+5
محمد
محمد


قرار نیست باب میل و دلخواه همه باشم
چون همه آدمها نیز
دلخواه و پسند من نیستن!!

دیدگاه  •   •   •  1393/10/29 - 13:13
+5
محمد
محمد

" هی آسمان
؟
دل توهم آخرگرفت ؟
قلب توهم درتاریکی مانده؟
خورشید توهم بیوفاشد؟
چشمان تو را هم اشک گرفت؟
آخرمثل من شدی؟
تنها...
خسته...
پژمرده...
بی حوصله...
دلم خيلی گرفته
پس بیا باهم گریه کنیم ...

دیدگاه  •   •   •  1393/10/29 - 13:11
+5
محمد
محمد

وقتى کسى تورا عاشقانه دوست دارد
شیوه بیان اسم تو
در صداى او متفاوت است
و تو مى دانى
که نامت …
در لبهاى او ایمن است

دیدگاه  •   •   •  1393/10/29 - 13:07
+4
محمد
محمد
میترسم از بعضی آدم ها
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻧد ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺗﻮﺿﯿﺤﯽ ﺭﻫﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺎﯼ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺧﺸﻢ ﻭ ﻗﻬﺮ و نامهربانیﺷﺎﻥ را !
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻗﺪﺭﺷﻨﺎﺱ ﻣﺤﺒﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﻃﻠﺒﮑﺎﺭ ﻣﺤﺒﺘﺖ !


دیدگاه  •   •   •  1393/10/29 - 13:03
+5
محمد
محمد

عاشق ترین مرد آدم بود که بهشت رابه لبخند حوا فروخت،

حوا که بغض کند حتی خدا هم اگر سیب بیاورد، چیزی جز آغوش آدم آرامش نمیکند...
خوش به حالت آدم...
خودت بودی و حوایت...

وگرنه حوای تو هم هوایی میشد...!
وخوش به حالت حوا...تنها حوای زمین تو بودی...
وگرنه آدم هوای حواهایی دیگرداشت...
دیگر نه آدم،آن آدم است ونه حوا، آن حوا....
من وتو،زاده ی کدامین دو نخستینیم؟؟؟ که نه بوی آدمیت داریم و نه هوس حوا....؟!
وقتی سایه ها بوی انسانیت نمی دهند! همان بهتر که سایه ای بالای سرت نباشد...
اینجابرای حوابودن...
آدم کم است...
به جرم وسوسه چه طعنه ها که نشنیدی حوا....
پس از تو همه تا توانستند آدم شدند...!

چه صادقانه حواشدی و...
چه ریاکارانه آدمیم...!

توآدم...
من حوا...

بیا جهانی دیگر آغاز کنیم...
عشق بورز...
دوستم داشته باش...
تازه سیب چیده ام!

حوابودن تاوان سنگینی دارد...
وقتی آدم ها برای هردم و بازدم به هوا نیازدارند...!

حوا...!
راست بگو تو مگرسیب راپوست کندی وخوردی که دنیا اینگونه پوست مارا می کند؟


دیدگاه  •   •   •  1393/10/29 - 13:02
+4
alireza
alireza
تو نیمه راه زندگی دل من پرخونه 
اینجا با این قشنگی هاش واسه من زندونه 
دیدگاه  •   •   •  1393/10/23 - 23:20
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ