morteza
خلاصه میرسه امام زاده [!] بازی در میاره خرما پخش نمیکنه
برگشتنی توسر پایینی ترمز می بره
میگه یا امام رضا کمک کن داود میخواد بخاتر یک جعبه خرما خون راه بندازه!!
در ...نمکدون...
لره میره امام زاده داوود تو سر بالایی ماشینش نمی کشه بالا نزر میکنه اگه برسه امام زاده یک جعبه خرما بدهخلاصه میرسه امام زاده [!] بازی در میاره خرما پخش نمیکنه
برگشتنی توسر پایینی ترمز می بره
میگه یا امام رضا کمک کن داود میخواد بخاتر یک جعبه خرما خون راه بندازه!!










