یافتن پست: #را

sajad258
sajad258
دختره پست گذاشته:
تنها بهشت واقعی در آغوش عریان من است، ایمان بیاور به من مرد من!
کامنت گذاشتم. . .
من بهت مومن شدم کی بیام زیارت؟
کصافط گذاشتم تو لیست سیاه
چرا با اعتقادات من بازی میکنید خب!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/13 - 16:02
+7
sajad258
sajad258
مخصوص پسرا.
خانوم نیا پائین شما زوجتک نفسی فی المدت المعلوم علی مهر المعلوم»بگو :«قَبِلْتُ»! قَبِلْتُ؟
الان که اینو خوندی به عقد موقت من در اومدی..
نخند، کووفت دیگه کار ازکار گذشته!
بدو شام آماده کن، ترجیحا ماکارونی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/13 - 16:00
+7
sajad258
sajad258
در آغوش که سر کردی
در آن شبها که یارت بود
که چشمم تا سپیده دم
به دل در انتظارت بود
به تو عمری وفا کردم
دریغا بی وفا بودی
چه شبها بی تو سر کردم
تو آن شبها کجا بودی؟
دلم را بردی و رفتی
برو عاشق مرا کم نیست
تو شمع بزم اغیاری
دلم در تاب این غم نیست
دیدگاه  •   •   •  1392/06/13 - 15:56
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گلوی آدم را باید گاهی بتراشند . . .

تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود !

دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است !

دلتنگی هایی که می توانند آدم را خفه کنند . . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/13 - 15:28
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شاعر میگه :
باز من و کاشتی رفتی‌، تنها گذاشتی‌ رفتی‌،
دروغ نگم به جز من یکی‌ دیگه داشتی رفتی‌...

سادست بنده خدا؛ اگه یکی‌ دیگه بود که تقسیم اراضی‌ میکرد به توهم میرسید...
کم کمش ۳تا دیگه بوده که جا نبوده دیگه
دیدگاه  •   •   •  1392/06/13 - 15:26
+1
nanaz
nanaz
مدت هاست تنها چیزی که مرا یاد تو می اندازد
طعنه های دیگران است...
شاید اگر این " دیگران " نبودند...
تو زودتر از اینها
برای من مرده بودی..
دیدگاه  •   •   •  1392/06/13 - 14:11
+5
nanaz
nanaz
بیشمارند آنهایی که نامشان آدم است...
ادعایشان آدمیت...
کلامشان انسانیت...
رفتارشان صمیمیت...
حال، من دنبال یکی میگردم که...
نه آدم باشد...
نه انسان...
نه دوست و رفیق صمیمی...
تنها صاف باشد و صادق...
پشت سایه اش خنجری نباشد برای دریدن...

هیچ نگوید


قط همان باشد که سایه اش میگوید....صاف و یکرنگ....

دیدگاه  •   •   •  1392/06/13 - 14:08
+4
nanaz
nanaz
ﻧﺘـــــــــﺮﺱ. . .
ﺍﮔـــــــﺮ ﻫﻤــــــــ ﺑﺨـــــﻮﺍﻫﻤــــــــ
ﺍﺯ ﺍﯾـــﻦ ﺩﯾــــــــﻮﺍﻧـﻪ ﺗـﺮ
ﻧﻤﯿــﺸﻮﻣـــــــــ!
ﮔﻔـــــﺘﻪ ﺑﻮﺩﻣــــــــ ﺑﯽ ﺗـــﻮ ﺳﺨــــﺖ
ﻣﯿﮕــــــﺬﺭﺩ ﺑـﯽ ﺍﻧـﺼـﺎﻓــــــــ!
ﺣـــــﺮﻓﻤــــــ ﺭﺍ ﭘﺲ ﻣﯿﮕــﯿﺮﻣـــــــــ
ﺑــﯽ ﺗــــــﻮ ﺍﻧﮕـــــــﺎﺭ ﺍﺻـﻼ
ﻧﻤـﯿﮕــــــﺬﺭﺩ.. . .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/13 - 14:06
+5
nanaz
nanaz
من و مترسک دردمان مشترک است،دور جفتمان را کلاغ هایی گرفته است که از خودمان فراری اند اما بخاطر نیازشان سمتمان می آیند...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/13 - 14:03
+5
nanaz
nanaz
دیدگاه  •   •   •  1392/06/13 - 14:01
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ