یافتن پست: #را

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
@amirreza-inventor

آقا چرا هنوز نیومده ایگنور میکنی {-15-}

مشکلی داری با من؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 19:42
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میدونستـــید تو یه بهم زدن ایرانی کلی بای ردو بدل میشه؟
مثال: دیگه نمیخوام ببینمت شناختمت بای
باشه هرطور راحتی بای
هر طور راحتم؟ برو با دخترای دورت نامرد بای
اره لیاقتت همینه بای
دیگه اس نده بای
باشه بای


ای بایو زهره مار ای بایو مرگ
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 19:22
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 19:16
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عاشق اون صحنه ام که چن نفر با هم میریم رستوران میخوایم حساب کنیم !!
یکی زیپ کیفش وا نمیشه !
یکی داره دنباله کیفش میگرده !
یکی دکمش گیر کرده !
یکی دستش تو جیبش تو همین لحظه جا نمیشه !!
اون یکی گوشیش زنگ میخوره !
اون یکی کیفش تو ماشین جا مونده !

ینی یه همچین آدمهایی هستیم :)
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 19:12
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺩﻳﺪﻳﻦ ﻇﻬﺮﺍ ﻛﻪ ﺁﺩﻡ ﻣﻴﺨﺎﺑﻪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ ﭘﺎ ﻣﻴﺸﻪ
ﭼﻪ ﺣﺴﻰ ﺩﺍﺭﻩ! ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﻭﺧﺘﻰ ﻛﺴﻰ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﺒﺎﺷﻪ
.
.
ﻻﻣﺼﺐ ﺍﺻﻦ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺷﺒﻪ؟
ﺭﻭﺯﻩ؟
ﻇﻬﺮﻩ؟
ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ؟
ﻓﺮﺩﺍﺳﺖ؟
ﺩﻳﺮﻭﺯﻩ؟
ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﻮﻧﺪﻯ؟
ﺗﻮ ﻣﺮﺩﻯ ﻫﻤﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﻮﻧﺪﻥ؟
ﺩﻧﻴﺎ ﺑﻪ ﺁﺧﺮ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﻫﻴﺸﻜﻰ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﻤﻮﻧﺪﻩ؟
ﺍﻻﻥ ﺳﺎﻋﺖ ﭼﻨﺪﻩ؟ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻣﺮﻳﺨﻪ؟
ﺯﻣﻴﻨﻪ؟
ﻫﻮﺍﺳﺖ؟ ﻓﻀﺎﺳﺖ؟
ﺍﻳﺮﺍﻧﻪ؟
ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﺳﺖ؟
ﮊﺍﭘﻨﻪ؟ ﺁﻟﻤﺎﻧﻪ؟
ﺳﻮﺋﺪﻩ؟
ﻣﻦ ﻣﻨﻢ؟
ﺍﻻﻥ ﺑﺎﻳﺪ ﭼﻰ ﻛﺎﺭ ﻛﻨﻢ؟
ﻗﻴﺎﻓﻪ ﻯ ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﺷﻜﻠﻴﻪ
O_o
ﻣﮕﻪ ﻧﻪ؟؟
((((((((((((:
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 19:08
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
جناب ایرانسل که اصـرار داری 15 دقیقـه مکالمه کنـم تا 5 دقیقه مکالمـه رایگان بهـم بدی ، یا دس از سـرم وردار یا واسـم یه مخاطب ِ خـاص جـور کن :|
پُـرو هــم خودتـــی :D
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 19:07
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
قدیما رقابت عشقی نهایت بین 3نفر بود که یکی پیروز میشد !!!
الان باید با کل افراد عضو فیسبوک و یاهو و توئیتر و گوگل پلاس و همکلاسی های دانشگاه طرف و همکاراش و فامیلاش و در و همسایه و ولگردای خیابون رقابت کنی !! :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 19:03
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو فیلم‌های ایرانی، همه خلافکارها یه سکانس دارن که حوله رو دوششونه و رو تردمیل دارن میدون و با تلفن حرف میزنن :|
چرا واقعا...!؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 19:01
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مدت هاست دلم احساس سنگینی می کند...
مدت هاست یاد گرفته ام گریه نکنم...
مدت هاست دلم نتوانسته خودش رو سبک کنه...
مدت هاست دیگر در عمق قلبم کسی لانه ندارد...
مدت هاست تمام باورم این است که هرچه بود تمام شد، چه خوب چه بد... نسیمی بود که وزید و رفت...
مدت هاست دل تنگ بارانم...
مدت هاست عاشقی را از یاد برده ام...
مدت هاست یاد گرفته ام بگویم، بنویسم خوبم تا بقیه بشنوند و بخوانند و باور کنند که خوبم...
نمی دانم که مدت هاست چرا این گونه شده ام...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 18:59
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من میگم تنهام میذاری ؟
تو میگی طاقت نداری ؟
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم اهل بهشتی
تو میگی چه سرنوشتی
من میگم تو بی گناهی
تو میگی چه اشتباهی
من میگم که غرق دردم
تو میگی می خوام بگردم
من میگم چیزی می خواستی ؟
تو میگی تشنمه راستی
من میگم از غم آبه
تو میگی دلم کبابه
من می گم برو کنارش
تو میگی رفت پیش یارش
من میگم با تو چیکار کرد ؟
تو میگی کشت و فرار کرد
من میگم چیزی گذاشته ؟
تو میگی دو خط نوشته
من میگم ازم ب[!] ؟
تو می پرسی نا امیدی ؟
من میگم واسم عزیزی
تو میگی زبون میریزی؟
من میگم تو خیلی نازی
تو میگی غرق نیازی
من میگم دلم رو بردی
تو میگی به من سپردی ؟
من میگم کردم تعجب
تو میگی دیگه بگو خب
من میگم تنهایی سخته
تو میگی این دست بخته
من میگم دل تو رفته
تو میگی هفت روزه هفته
من میگم راه تو دوره
تو میگی چاره عبوره
من میگم می خوام بشم گم
تو میگی حرفای مردم ؟
من میگم نگذری ساده ؟
تو میگی آدم زیاده
من میگم دلم شکسته ست
تو میگی خوب میشه خسته ست
من میگم بشین کنارم
تو میگی دوستت ندارم
من میگم بهم نظر کن
تو ولی میگی سفر کن
من میگم واسم دعا کن
تو میگی نذر رضا کن
من میگم قلبم رو نشکن
تو میگی من می شکنم من ؟
من میگم واست می میرم
تو میگی نمی پذیرم
من میگم شدم فراموش؟
تو میگی نه ، رفتم از هوش
من میگم که رفتم از یاد ؟
تو میگی نه مرده فرهاد
من میگم باز شدی حیروون ؟
تو میگی بیچاره مجنون
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 18:56
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ