یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
روایت داریم تو اون دنیا موضوع انشا میدن :

زندگی خود را چگونه گذراندید؟

ایرانیان مینویسند :

پشت کامپیوتر منتظر نشسته بودیم دانلود شه
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 13:00
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شــــادم به رویایی که ...
محقـــق نمیشود !
منتظر خبــــری هستم که ...
نمــــی آید !
دلخوشم به حـــــرفی که ...
نمــــیزنی !
آدم
گاهــــی به هـــزار دلیل زنده است
و هیچ دلیـــلی برای زنده بودن ندارد !!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 12:56
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نمیدونم این چه قانونیه

پسر هرچقدر نامردتر فاسدتر بی‌ قیدو بندتر و دخترباز تر باشه دخترا بیشتر جذبش میشن و بیشتر دوستش دارن و و عاشقش میشن و سرش شلوغ تره

حتی دخترا سرش دعوا هم می‌کنن با هم

اما پسر هرچقدر آروم‌تر آقا تر باشخصیت تر و مهربون تر باشه دخترا بیشتر ازش دوری می‌کنن و کسی‌ دوستش نخواهد داشت و عاشقش نمیشن و تنها تر می‌شه

نمیدونم واقعا این چه رسمیه ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 12:53
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شناگر ایرانی بین هشت نفر هشتم شده,بعد مربی شنای ایران میگه فراتر از انتظار ما ظاهر شده :|
.
.
.
.
.

.
.
.
فکرکنم انتظار داشته یارو غرق بشه :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 12:50
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻣﻦ ﮔـــــُـــﻪ ﺧـﻮﺭﺩﻡ ﭼﯿﺴﺖ ؟!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﺬﺍﮐﺮﺍﺕ ﺑﺎ ﻳﻪ ﻧـﻔــــﻬـﻢ |:
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 12:48
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اعترافات ی آقا پسردوس دخترم مادرش از من خیلی بدش میاد
امروز داشتم با دوس دخترم تلفنی حرف می زدم یهو مادرش گوشیو ازش گرفت گفت بده بینم باز داری با اون پسره منوچ زر می زنی :|
گوشیو ازش گرفت گفت چی می خوای از جونه دخترم ؟؟؟؟
گفتم : مدرسان شریف
گفت: خفه شو كصافت
گفتم :مدرسان شریف
خودشم خندش گرفت :))))))
قطع كرد :)))
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 12:47
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از تشیـــــع جنــــــــازهِ میآیــــم ! دِلــــــــم را , با تمـــامِ آرزوهــــایــش . زنـــــده به گــــــــور کــردم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 12:45
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺭﻭﯼ ﺻﺤﺒﺘﻢ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ پسرﯾﻪ که 10
ﺗﺎ ﺩﻭﺳﺖ دختر ﺩﺍﺭﻩ....
.
.
....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
6تاشو بین بقیه پسرا تقسیم کن . هم ثواب اخروی داره هم اینکه خمس بهش تعلق نمیگیره .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 12:37
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تیکه کلام اعضای خونواده بعد از بازگشت من از مسافرت به مدت یک هفته:
مامی:یک هفته نبودی از دستت راحت بودم!
پدر گرام: اه ه ه یک هفته نبودی داشتیم زندگیمونو میکردیمآ !
سایر ورثه: بیا برو گمشو همونجایی که یه هفته بودی !!!
دارم وسایلمو جمع میکنم یه هفته برم افق محو بشم.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 12:35
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مانتوش بیشتر شبیه جلیقه آرایششم که شبیه جن شده
موهاشم مثل آنشلی قرمز کرده و باید با میکروسکوپ روسریشو دید
می گه به نظرت برم بیرون گشت ارشاد می گیرم ؟
پ ن پ می برنت صدا و سیما تو برنامه‌ی زلال احکام به سوالات شرعی مردم پاسخ بدی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 12:29
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ