یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقــــــتی پایت خواب میــــرود ...

نمیتوانی درست راه بــــروی ؛

لنگ میـــزنی !

وقـــــتی قلبت خواب میـــرود ...

نمیتوانـــــی درست فکر کنــــی . . .

عاشق میشوی !!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:34
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
و نیستی اما من برایت چای می ریزم
دیروز هم ... ... نبودی که برایت بلیط سینما گرفتم
دوست داری بخند دوست داری گریه کن
و یا دوست داری مثل آینه مبهوت باش
مبهوت من و دنیای کوچکم دیگر چه فرق می کند باشی یا نباشی
من با تو زندگی می کنم...!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:27
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پتروس ، فرار میکند !

کبری ، تصمیم نمیگیرد !

دهقان ، فداکاری نمیکند !

پسر شجاع ، ترسو شده است !

لوک ، بدشانسی می آورد !

پلنگ صورتی ، زرد شده است !

میتی کومان ، استعفا داده است !

پروفسور بالتازار ، جعلی مدرک گرفته است !

ای کیو سان ، مدل مو عوض میکند !

رابین هود ، با دزدها رفیق شده است !

پینوکیو ، به فکر جراحی بینی است !

یوگی ، دوستانش را میفروشد !

پـت و مت ، پست وزارت گرفته اند !

دخترک کبریت فروش ، رفته دوبی !

ولی ... ولی چوپان دروغگو ، هنوز "دروغ" میگوید ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:25
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسرک... .
گاهی دخترکِ قصه ات را
بانویِ من
صدا کن!
گاهی که با عجله یا با حرص! اسمت را صدا می زند
آرام بگو:
جانم؟
تا ببینی چه آرام و با شرم می گوید:
جانت بی بلا... .
گاهی بی دلیل برایش یک جعبه شکلات یا پاستیل بخر
کنارش بنشین و تماشا کن دخترک را... .
که ذوق می کند از همان جعبه ای که باور کن
شیرینش بیشتر بخاطرِ دستانِ توست... .
پسرک... .
بیا یک رازِ دخترانه برایت فاش کنم:
دخترها بیشتر از هر چیز سادگی دوست دارند
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:22
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سخــــت تریــــن فعلــــی کــــه ,

برایــــت بــــه سادگــــی صــــرف کــــردم ...

" عمــــــــرم " بــــود ............!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:21
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آروم و آهسته " دختـــ♥ـــرمون " رو بغل می کنم و در گوشی با هم حرف بزنیم و پچ پچ کنیم

بعد از چند دقیقه میزارمش زمین و میفرستمش پیش " تــــــ♥ـــــو " که بهت بگه :

مامان جونـــ♥ـــی ، بغلم میکنی ؟!!! !♥♥♥

وقتی بغلش کردی آروم دست بندازه دور گردنت و بوست کنه ، بعد آروم و در گوشی بهت بگه :

بابا جونی گفت که بهت بگم ، آشتی نیستیما ، ولی امشب سه نفری شام بریم بیرون

تازه یه چیز دیگه هم هست که گفت نباید بهت بگم :
گفت امشب سالگرد ازدواجتونه و میخاد " سورپرایزت " کنه

طاها علوی 2 شهریور 92
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:17
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چــــــــرا ســلامــتــــــی!!!!؟!؟
لــعــنــتــ بــه اون لــعــنــتــی کــــه هــــر کــــاری بــراش بــکــــنــی
تــــهــش مــیــگــه : مــن کــــه نــمــی خــواســتم ازتــــــ !!
مــــــــیــــــــخــــــواســــتــــــــی نــــــــــکــــــــنــــــی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:15
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
فلسفه شمشیر زنی

شمشیر زنی یگانگی دست و شمشیر است :
وقتی این فلسفه حاصل شود حتی یک علف خشک شده هم قادر است یک سلاح کشنده باشد.

شمشیر زن وجود شمشیر را درون روح خود احساس میکند
که اگر شمشیر هم نداشت بتواند با دست خالی دشمن را شکست بدهد .

شمشیر زن باید دست و روح را از شمشیر خالی کند
و در این هنگام شمشیر زن به اوج آرامش میرسد
و پیمان می بندد که کسی را نکشد و به بشریت آرامش ببخشد .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:09
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
فلسفه موسیقی و هنرهای رزمی

گرچه در ظاهر موسیقی و هنرهای رزمی دو مقوله متفاوت هستند اما فلسفه مشترکی دارند :
هر دو برای رسیدن به کمال کوشش میکند .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:08
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلـ ـم رمان عاشقانه میخــواهد

که تــــــو آن پسرک بالا بلــند سینه ستبرش بـاشی

و مــــن دختركـی سر بـه هـوا

کـه با تمام سر بـه هوا بودن هایـ ـش به راه آورد تـــــو و دلــ ــت را!

دلـ ـم برای یک بار هم که شده پایان خــوش می خواهد ....!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 23:00
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ