یافتن پست: #را

♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

برو بشین رو پشت بوم ، روتو بکن به آسمون ، در جهت وزش باد ، یه بوس فرستادم برات .


دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:39
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

پرسیدند بهشت را خواهی یا دوست ؟ گفتم : جهنم است بهشت بی دوست !


دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:36
+4
saman
saman
باز کن پنجره ها را که نسیم

روز میلاد اقاقی هارا،


جشن می گیرد،


و بهار،


روی هر شاخه کنار هر برگ،


 شمع روشن کرده است


*


همه ی چلچله ها برگشتند:


وطراوت را فریاد زدند،


کوچه یکارچه آواز شدست،


ودرخت گیلاس


هدیه ی جشن اقاقی ها را


گل به دامن کرده است


*


باز کن پنجره ها را، ای دوست،


هیچ یادت هست؟


که زمین را عطشی وحشی سوخت؟


برگ ها پژمردند؟


تشنگی باجگر خاک چه کرد؟


*


هیچ یادت هست؟


توی تاریکی شب های بلند،


سیلی سرما با تاک چه کرد؟


باسروسینه ی گل های سپید،


نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟


هیچ یادت هست؟


*


حالیا معجزه باران را باور کن،


و سخاوت را در چشم چمنزار ببین،


ومحبت را در روح نسیم،


که در این کوچه تنگ،


با همین دست تهی،


روز میلاد اقاقی ها را،جشن می گیرد.


*


خاک،جان یافته است


تو چرا سنگ شدی؟


تو چرا این همه دلتنگ شدی؟


باز کن پنجره ها را...


             و بهاران را باور کن.

دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:36
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻋﺸﻘﻢ ﺑﯿﺎ ﺑﺮﮔﺮﺩ ...
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﮔﻪ ﻧﻤﯿﺎﯼ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﻭﺍﯾﻨﺴﺘﺎ ﺑﺬﺍﺭ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﯿﺎﻥ عوضی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:35
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من

هیچ وقت تنها نبودم

همیشه نبودت

همراهم بوده ،

در همین جیب بغلم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:32
+2
saman
saman
دو روز در هفته است که نسبت به آن هرگز نگران نیستم دو روز بدون دغدغه و رها از بیم وهراس. یکی از این روز ها "دیروز" است و روز دیگر "فردا". 
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:32
+3
saman
saman
 عده ای دوست در یک میهمانی شام گرد هم جمع شده بودند. هر یک از آن ها خاطراتی از گذشته تعریف می کردند، یک نفر پرسید"بهترین روز عمرتان کدام روز بوده است؟" زن و شوهری گفتند:" بهترین روز عمر ما روزی بود که با هم آشنا شدیم."زنی گفت:" بهترین روز زندگیم روزی بود که نخستین فرزندم به دنیا آمد." مردی گفت:" روزی که از کارم اخراج شدم بهترین و بدترین روز عمرم بود. آن روز، باعث شد که روی پای خود بایستم و راه تازه ای را شروع کنم  و از آن روز از هر قسمت زندگیم رازی بودم." این گفتگو ادامه داشت تا اینکه به زنی رسید که تا آن هنگام ساکت بود. از او پرسیدند "بهترین روز عمر تو چه روزی بوده است؟" زن گفت:"بهترین روز زندگی من امروز است زیرا امروز روزی است که بیش از همه روز ها برایم ارزشمند تر است. من نمی توانم دیروز را به دست بیاورم آینده هم مال من نیست. اما امروز مال من است. تا آن را هر طوری که می خواهم بگذرانم و از آن جا که امروز تازه است و من هم زنده هستم پس بهترین روز من است و خدا را برای این شکر می کنم."
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:31
+3
saman
saman
روزی شخصی پیش روانپزشکی رفت وگفت اقای دکتر مدت هاست غمگین و دلشکسته ام هیچ چیز مرا شاد نمیکند پزشک لبخند زد وگفت کافی است یک بار برای دیدن نمایش دلقک سیرک به انجا بروی تمام غصه هایت را فراموش می کنی مرد لبخند تلخی زد و گفت اقای دکتر من همان دلقکم واتاق را ترک کرد......
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:29
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مامان و بابام نشسته بودن داشتن چایی میخوردن
بهشون گفتم:

خوب حال میکنیدا دختر به این شاخ شمشادی دارید.

چند لحظه سکوت کردن و بهم خیره شدن!

بابام یه آهی کشید و با افسوس به مامانم گفت :چاییتو بخور...

:|
6 دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:27
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

بیگانگی نگر که من و یار چون دو چشم ، همسایه ایم و خانه ی هم را ندیده ایم .


دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:17
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ